محمد تقي جعفري
23
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
همواره دوست داشته باشيم . دوست داشتن ، خوشبختانه از همه كس حتى افراد بد طينت نيز به خوبى ساخته است . برادر من از پرندگان پوزش مىخواست . اين امر به نظر شما مبهم مىآيد ، با اين همه حق با او بود ، زيرا دنيا همچون اقيانوسى است كه پيوسته در حركت و تلاطم است و تمام ذرات آن به هم پيوستگى دارد و بمحض اين كه يك نقطه آن به حركت در آمد ، اثر آن در نقاط ديگر محسوس مىشود و هر اقدام ما نيز كه در اين سر جهان روى دهد ، در آن طرف دنيا تاثير خواهد داشت . فرض كنيم پوزش خواستن از پرندگان جنون باشد ، لكن هر گاه آدمى براى پرنده و كودك و حيوان زندگى كند ، به شرط آن كه پاكتر از آن چه هست باشد ، زندگى بسى سهل و با نشاط خواهد گذشت . بار ديگر تكرار مىكنم دنيا بمثابهء اقيانوسى عظيم است بنا بر اين تو براى پرندگانى كه غرق در يك عشق كامل و يك جهان خلسه هستند ، دعا كن و اين شور و بىخبرى را هر قدر هم به نظرت مبهم بيايد گرامى بدار . ( 1 ) بسيارى از حقايق در اين جهان بر ما مكتوم است ، ليكن در عوض خداى متعال به ما حس اسرار آميزى ارزانى داشته است كه ما را به جهان ديگر ، جهان آسمانى ، جهان عالى ، پيوند مىدهد و بعلاوه ريشه هاى افكار و احساسات ما در خود ما نيست بلكه در جاى ديگرى قرار دارد ، به همين جهت است كه فيلسوفان مىگويند كه جوهر اشياء را در زمين نمىتوان درك كرد . خدا بذرهاى كرات ديگر را در اين زمين افشانده و باغ خود را به وجود آورده است . آن بذرهايى كه جوانه زدهاند و رشد نمودهاند تنها از آن لحاظ توانستهاند بزندگى خود ادامه دهند كه احساس نمودهاند با دنياهاى اسرار آميز ديگرى تماس و ارتباط دارند و هر گاه اين حس در روح تو ضعيف شود و يا ناپديد گردد ، آن چه در تو رسته بود پژمرده خواهد شد و آن گاه تو نسبت بزندگى بىقيد خواهى شد و نسبت به آن احساس تنفر خواهى كرد ، اين است عقيدهء من . ( 2 )
--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 387 . . ( 2 ) همان مأخذ ، ص 388 . .