محمد تقي جعفري
20
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
كسى كه به خدا ايمان نداشته باشد به ملت خودش نيز ايمان نخواهد داشت ، اما كسى كه به خلق خدا ايمان دارد از تقدس الهى بهره مند خواهد شد ، حتى اگر تا آن هنگام ايمان به خدا نداشته است . ( 1 ) دنيا مخصوصاً در اين اواخر اعلام آزادى نموده است ، اما در پس پرده اين آزادى ما چه مىبينيم ؟ هيچ چيز جز بردگى و خودكشى زيرا مىگويند : « تو داراى احتياجاتى هستى ، بنا بر اين آنها را تأمين كن ، زيرا تو هم مانند ثروتمندان و بزرگان حقوقى دارى . از تأمين احتياجات خود بيمناك مباش ، بر عكس بكوش كه بيش از پيش بر وسايل راحتى خودت بيفزايى » . اين است امروز شعار دنيا اين است معنى آزادى اما اين حق افزايش احتياجات چه عواقبى ببار خواهد آورد ؟ در ميان ثروتمندان جدايى و خود كشى روحى و در بين مستمندان حسادت و آدم كشى ، زيرا درست است كه به آنان حقوقى تفويض كردهاند ليكن وسايل مقتضى براى تأمين احتياجات آنان ارائه ندادهاند . مىگويند : دنيا روز بروز متحدتر مىشود و بين جهانيان برادرى استوارترى برقرار مىگردد ، زيرا فواصل كوتاه شده و انتقال افكار از طريق هوا بسى آسان شده است ، اما به اين وحدت جهانى ايمان نداشته باشيد . افراد بشر بر اثر اشتباه كردن آزادى با اختيار افزايش نيازمندىهاى خود و تأمين سريع اين نيازمندىها ، طبع خود را تغيير مىدهند : بدين معنى كه در خود اميال ابلهانه و بىمورد و عادات مبهم بىشمارى به وجود مىآورند و تنها هدف زندگى آنان رشك بردن بر يكديگر و پر كردن شكم و ارضاء هوسهاى خود مىباشد . امروز ترتيب دادن ضيافتها ، رديف كردن خدمتكاران و ملتزمين ركاب و جمع آورى عنوانها و كاركنان مختلف به منزلهء احتياجى تلقى مىشود كه مردم همه چيز خود حتى زندگى و شرافت و حيات ديگرى را در راه نيل بدان فدا مىكنند و هر گاه هم به مقصود نرسند خودشان را مىكشند .
--> ( 1 ) برادران كارامازوف ، ج 1 ، ص 357 . .