محمد تقي جعفري
23
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
عبارت است از حفظ موجوديت طبيعى خود در ميدان تنازع در بقاء . با ملاحظات فوق و با دقت در جنبهء عملى اخلاق اين مطلب روشن مىشود كه اخلاق عملى نمىتواند موضوع اعتقاد و گرايش بوده باشد ، زيرا عمل پديده ايست كه ناشى از عقيده مىباشد ، يعنى عمل از يك طرف معلول و از نظر ديگر نشان دهندهء اعتقاد به يك ايده آل است و خود نمىتواند ايده آل بوده باشد ، مخصوصاً با نظر به مقدمهاى كه در اول اين مبحث مطرح كرديم و گفتيم كه : عمل خارجى زبان گويا ندارد و بايستى ارزش آن از جنبهء روانى بررسى شود . ( 1 ) 4 - عرفان گرايى با نظر به مقدماتى كه تا كنون در مجلدات پيشين تفسير و نقد و تحليل مثنوى توضيح دادهايم و با نظر به مسائل فراوانى كه در موضوعات مثنوى در بارهء عرفان مطرح شده است ، اين حقيقت را دريافتهايم كه : خود عرفان كه بيان كنندهء كيفيت سلوك الى الله است ، در صورتى كه مثبت و داراى واقعيت باشد - طريقى است كه انسان عارف را به اوج رشد شخصيت مىرساند و طعم ارتباط من ملكوتى انسان را با خدا با عارف چشاند . نتيجهاى كه از سلوك اين طريق به انسان دست مىدهد دو چيز است : نتيجهء اول - عالىترين و روحانىترين لذت كه ما فوق آن قابل تصور نيست و به قول ابن سينا : « العارفون المتنزهون إذا وضع عنهم دنس مقارنه البدن و انفكوا عن الشواغل خلصوا الى عالم القدس و السعادة و انتعشوا بالكمال الاعلى و حصلت لهم اللذه العليا . » ( 2 )
--> ( 1 ) مباحث مربوط به اخلاق ، چه از جنبهء روانى و چه از نظر عملى مسائل زيادى را مطرح مىكند كه فعلًا به موضوع بررسى ما مربوط نيست و در مباحث مجلدات آينده تا حدود ممكن بررسى خواهد شد . . ( 2 ) الاشارات ، ابن سينا ، نمط نهم . .