محمد تقي جعفري

8

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

خسارتهاى فراوانى به افكار رهروان وارد مىسازند كه در پوچ ساختن تمدن انسانى اثر به سزايى خواهد داشت . در كتاب مثنوى با هر دو نوع تلاطم مىتوانيم روبه رو شويم ، ( تلاطم و اضطراب در مبادى و اصول كليه ، كه بدون آنها سيستم جهان بينى تكميل نمىشود و تلاطم و اضطراب در مسائل علمى قلمرو طبيعت ) ولى چيزى كه مىتواند روشنگر زمينهء روانى جلال الدين باشد اين است كه نشاط و اميد و فرح شگفت انگيزى كه در روش فكرى او ديده مىشود ، اثبات مىكند كه اين شخصيت در مقابل حس سيستم جويى خويش به طور شخصى ، پاسخى در روان خود تهيه كرده و در زمينهء همان پاسخ به فعاليت پرداخته است ، اما بروز و ظهور سيستم كليات و مبادى جهان بينى و خدا يا بى او در مثنوى تلاطم و جزر و مد شگفت انگيزى دارد . ( اين مسئله را تا حدودى در مجلدات تفسير و نقد و تحليل متذكر مىشويم . ) به همين جهت است كه مىتوانيم بگوييم : هر قطعه‌اى از قطعات مثنوى مىتواند به طور منفرد مورد توجه انسان انديشمند قرار بگيرد ، بعضى از اين قطعه ها آن چنان اوج مىگيرد كه بدون مبالغه از نظر عظمت مقام اول در معارف بشرى را حيازت مىكند ، بعضى ديگر از اين قطعات متوسط و گروه ديگر پوچ و بىمعنى مىباشد . نوابغ از اين جهت همانند كوه هاى آتش فشانند كه مواد گداختهء بسيار پر قيمت را با سنگها و قلوه ها پرتاب مىكنند تصفيهء اين مواد به عهدهء رهبران فكرى جوامع بشرى است . مقدمهء سوم : آيا تناقضات مثنوى و نوسانات گوناگون روحى جلال الدين از بىعقيدتى او به اصول عاليهء اسلامى حكايت مىكند ؟ نيز آيا احتمال مىرود كه جلال الدين با اين تناقضات و نوسانات از مكتب « هيچ گرايى » دفاعكند ؟ در بارهء جلال الدين و روش انديشه و دريافتهاىقلبى او مطالب مختلف به طور فراوان گفته شده است ، ما بعضى از آن مطالب را در مقدمات مجلدات 1 - 2 - 3 - 4 -