محمد تقي جعفري

15

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

انجام مىدهند كاملًا درك مىكند كه تمام واقعيت در همين فعاليتها كه موزيسينها روى وسايل انجام مىدهند منحصر نيست ، بلكه مقصود در پشت پردهء اين فعاليتها است اگر چه او نمىشنود » . اين بيت نظامى گنجوى را ديده بود كه مىگويد : كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى ز اين پرده ترانه ساخت نتوان و اين پرده به خود شناخت نتوان ؟ اما اين مقدار مىدانيم كه نظامى گنجوى مشرق زمين پيش از قرنها و راسل مغرب زمينى پس از قرنها با هزاران خصوصيت كه پيرامون هر يك از آن دو را گرفته بوده است ، در درك اين حقيقت مشترك بوده‌اند كه دستگاه سيستماتيك هستى همهء واقعيت را در اين روى پرده تشكيل نمىدهد ، اگر چه راسل در موارد ديگر مطابق شرايط ذهنى و حساسيت روانى شخصى كه داشته است مطالب مخالفى را هم كه با گفتهء بالا به تناقض منجر مىشود بيان كرده است . اما ماكس پلانك را هم داريم كه با آن مغز بسيار نيرومندش مىگويد : ما در شناسايى جهان مانند متخصصين خطوط باستانى هستيم ، ما به وسيلهء معلومات فيزيكى خطوطى را از هستى مىخوانيم ، اما اصل آن واقعيت كه اين خطوط نشان مىدهند چيست ؟ از دسترس ما خارج است . اين جملات را در مطالب همين مجلد با ذكر مدرك متذكر خواهيم گشت . ما در مقدمهء اين مجلد با يكى ديگر از درخشانترين چهره هاى طلايه داران فرهنگ مشترك جوامع انسانى رو در رو قرار مىگيريم . اين همان چهرهء شناخته شدهء لئون تولستوى است كه بدون گزافه گويى او را فيلسوف انسان شناس و انسان دوست مىناميم . اين مرد بزرگ هم مانند جلال الدين و هوگو در خاندان معروفى زاييده شده است . تاريخ ولادت او 28 اوت سال 1828 در ده كوچكى به نام ياسنايا پوليانا در