محمد تقي جعفري

32

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

ستيزه كند سخت جانيش قطعى خواهد شد و اگر تسليم آن شود بايد بر بغضى كه اعمال ديگر آدميان جانش را طى ساليان دراز با آن انباشته است و اين مايه خوش آيندش است پشت پا زند ، كه اين دفعه يا بايد قطعا غلبه كند و يا يك سره مغلوب شود و اينك مبارزه ، مبارزه‌اى عظيم و قاطع بين شر وجود او و خير وجود آن مرد در گرفته است . » ( 1 ) 38 - « فانتين يكى از موجوداتى بود كه به اصطلاح از قعر تودهء ملت سر بر مىآورند چون از مجهولترين ظلمتهاى اجتماع بيرون آمده بود بر پيشانى علامت بىنشانى و ناشناسى را مرتسم داشت . » ( 2 ) در توصيف قهوه خانه چى بنام تنارديه و زنش مىگويد : 39 - « اينان از طبايع رذلى بودند كه اگر اتفاقاً آتش تيره‌اى گرمشان كند به آسانى غول آسا مىشوند ، در ذات اين زن ريشهء توحش و در طبيعت اين مرد يك نسج گدايى وجود داشت . هر دو براى ترقيات زشتى كه در جهت بدى امكان پذير است عالىترين درجهء لياقت را داشتند . در عالم يك نوع جانهاى خرچنگ صفت وجود دارند كه پيوسته به قهقرا سوى ظلمت مىروند و در دوران زندگى بىآن كه قدمى پيش گذارند به عقب بر مىگردند ، تجربه را براى افزودن بر شناعتشان به كار مىبرند ، پيوسته بدتر مىشوند و بيش از پيش خويشتن را به سياهى متزايدى مىآلايند . اين زن و اين مرد از اين گونه نفوس بودند . تنارديه به ويژه از حيث قيافه موجب تصديق هر قيافه شناس مىشد . براى اجتناب از بعضى اشخاص يك دفعه ديدنشان كفايت مىكند ، احساس مىشود كه از هر دو سر ظلمانىاند اينان از پشت سرشان مضطرب و از پيش رو تهديد آميزند ، مجهولى در نهادشان وجود دارد ، شنيدن يك كلمه از اين اشخاص يا ديدن يك حركت از آنان كافى است كه شخصى بتواند اسرار تيره‌اى در زندگانى گذشته شان و معماهاى تيره‌اى در آينده شان احساس كند . » ( 3 )

--> ( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 284 . . ( 2 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 304 . . ( 3 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 340 . .