محمد تقي جعفري
23
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( به معناى فوق ) بلكه كسى است كه ظلمت به وجود مىآورد . » ( 1 ) از زبان همان روحانى : 4 - « آقاى شهردار آيا محققاً جز اين كه مىگوييد نيست ؟ . . . من در اين دنيا براى حفظ حيات خودم نيستم ، بلكه نگهبانى جانها به عهدهء من است . » ( 2 ) 5 - « شب ، پيش از خفتن باز گفت : هرگز نه از دزدان بترسيم ، نه از آدم كشان اينها خطرات بيرونىاند ، خطرات كوچكاند ، از خودمان بترسيم ، دزدان واقعى فتواهاى بىدليل ما هستند ، آدم كشان واقعى نادرستىهاى ما هستند . مهالك بزرگ در درون ما است . » ( 3 ) 6 - « ترقى بايد به خداوند معتقد باشد ، خوبى نمىتواند خدمتگزار بىدين داشته باشد ، آن كس كه ملحد است راهنماى بدى براى نوع بشر خواهد بود . » ( 4 ) 7 - « كسى نمىتواند بگويد كه عبور اين روح ( آن مرد كنوانسيونل » ژ « كه روحانى در نزديكى احتضار در بالينش نشسته و با او به گفتگو پرداخته بود ) از كنار روحش و انعكاس اين وجدان عالى در وجدانش ، در نزديك شدنش به حد كمال اثرى نداشت . » ( 5 ) 8 - « چه محتشم و موثر است هنگامى كه يك ملت بزرگ و يك مرد بزرگ كنار لجهاى يكديگر را تنگ در آغوش گيرند . » ( 6 ) 9 - « مرد پارسايى كه به حد افراط در ترك ما سوى زندگى مىكند همسايهء خطرناكى است ، ممكن است كه شما را در نتيجهء سرايت با فقرى علاج ناپذير كه مفاصل مفيد براى پيش رفت را از كار مىاندازد مربوط سازد و بيش از آن كه خود مىخواهد به پشت
--> ( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 187 . . ( 2 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 198 . . ( 3 ) بىنوايان ، ص 200 . . ( 4 ) بىنوايان ، ص 219 . . ( 5 ) بىنوايان ، ص 220 . . ( 6 ) بىنوايان ، ص 223 . .