محمد تقي جعفري
18
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
در خلال مطالعه و استنباطها و انديشه هاى خود از تابش خورشيد الهى به ظلمتكدهء هستى بهره بردارى مىكند . اين دو نابغه در كار خود تمام نيروهاى عقلى و وجدانى خود را بسيج كردهاند ، اختلافى كه در نتيجهء كار آنها مشاهده مىشود مربوط به عوامل و شرايط تاريخى و محلى و دگرگونى و اهميت مسائلى است كه براى آن دو مطرح بوده است . جنبه هاى مثبت هر دو اثر بزرگ مانند جنبه هاى مثبت يك مجموعهء مركب از واحدهاى ضرورى است كه شرايط زمان و محيط بعضى از آنها را ضرورى و بعضى ديگر را بىاهميت جلوه مىدهد ، اما از لحاظ مجموع واقعيتها و شايستگى و بايستگىهاى انسانى ، هر دو كتاب در يك موضوع نوشته شده است و اين موضوع عبارت است از : انسان متولد و زندگى كننده در اجتماع كه حلقهاى از زنجير اين موضوع به حسب زمان و محيط در دست نوابغ و متفكرين ارجمند انسانى تقسيم شده و هر يك پارهاى از اين موضوع را بررسى و صيقلى كردهاند . نتيجهء مقايسهء ما ميان دو اثر بزرگ پس از اعتراف به ضرورت هر دو نوع فعاليت فكرى ، وسعت و عميق ميدانى است كه جلال الدين در آن تكاپو نموده و مقدم بودن موضوعى است كه ويكتور هوگو را جلب كرده است . 2 - در هر دو كتاب اشتباهاتى ديده مىشود كه براى انديشمندان محقق پوشيده نيست . اين اشتباهات با نظر به معلومات طبيعى و انسانى دوران مخصوص هر يك از دو شخصيت ، يك مسئلهء طبيعى بوده است و آنان با نظر به شناسايى علمى و فلسفى زمان خودشان اشتباه فاحش نكردهاند ، بلكه معلومات موجوده بيش از آن اقتضا نمىكرده است . وانگهى هيچ بشر هشيار و خردمند نمىتواند نقص ادراكات خود را در اين دنيا ناديده بگيرد .