محمد تقي جعفري
14
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
برتون و لورن طفلى به وجود آمد . » ( 1 ) اگر چه اين مضمون شاعرانه نمىتواند باز گو كنندهء دقيقى در بارهء محيطى بوده باشد كه هوگو در آن به دنيا آمده است ، ولى دوران جوانى و ميانسالى او در نوسانات اجتماعى و سياسى غوطه ور بوده است ، حتى دورانى را در زندگانىاش سپرى كرده است كه « در خانه اش امنيت نداشت ، براى سرش قيمت معين شده بود ، ناگزير از آن بود كه پنهان شود و براى هر شب پناهگاه تازهاى بيابد . » ( 1 ) در دوران پناهندگىاش به جزيرهء زر سه قطعهء ذيل را سروده است : « اكنون كه درست كار را جاى در غرقاب ذلت است ، اكنون كه به خيانت عصاى پادشاهى مىدهند ، اكنون كه حقوق حقه پاى مال شده است ، اكنون كه هر كه صالحتر است ذليلتر است ، اكنون كه ذلت و زوال شرف كشور در همه جا اعلان شده است ، اى جمهورى پدران ما اى ( پانتئون ) عظيم مالامال از روشنايىها اى گنبد زرين كه سر بر گنبد لاجوردى آسمان سودهاى اى جايگاه ارواح فنا ناپذير اكنون كه با نردبانهاى بلند ظلم و استبداد را بر ديوارهاى رفيع تو چسباندهاند ، اكنون كه روح قوى ضعيف شده است ، اكنون كه حقيقت و عظمت و زيبايى را از ياد بردهاند ، اكنون كه خائن و نالايق شرف را ، قانون را ، حق را ، افتخار را ، سوابق درخشان را و همهء بزرگانى را كه در بستر خاك خفتهاند ، به خوارى مىنگرند . اكنون كه وضع چنين است اى جلاى وطن اى درد اى غم دوستت مىدارم اى يأس تو تاج افتخار منى اى فقر دوستت دارم در خانهام را كه در معرض باد است دوست مىدارم مصيبت را همين مجسمهء خشن را كه مىآيد و كنار من مىنشيند دوست مىدارم بد بختى و تيره روزى را كه مورد امتحانم قرار داده است دوست مىدارم . . . » ( 3 )
--> ( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 10 . . ( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 56 . . ( 3 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 58 . .