محمد تقي جعفري
9
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مقدمهء دوم - جلال الدين مولوى شرقى و ويكتور هوگوى غربى يكى از مسائل با اهميت كه ميان فضلا و دانشمندان مطرح مىگردد ، مقايسهء جلال الدين مولوى با بعضى از متفكرين غربى مخصوصاً نويسنده و متفكر نامور ويكتور هوگو مىباشد . روشن است كه در اين گونه مسائل در تحت تأثير عواملى قضاوتهاى افراطى و تفريطى زياد صورت مىگيرد . البته از اين نكته هم غفلت نداريم كه اين مقايسه براى اشخاصى مطرح است كه از اين دو شخصيت و آثارشان به حد كافى اطلاع دارند و اما كسانى كه از اين دو مرد تنها اسمى شنيده و از آثارشان فقط جنبهء داستان و ظواهر آنها را علاقه مند بودهاند ، يا بايستى مقدارى در تحقيق و شناسايى آن دو شخصيت متحمل زحمت بشوند ، يا اين مقدمه را نخوانند و بگذرند . سه مسئله را در اين مبحث مطرح كنيم : مسئله اول در اثبات همكارى جلال الدين و ويكتور هوگو در فرهنگ عالى انسانى . مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت . مسئله سوم مقايسهء اجمالى ميان آثار دو شخصيت . مسئلهء اول - فرهنگ عالى انسانى شرق و غرب نمىشناسد درست است كه اختلاف محيطها و عوامل اجتماعى و تاريخى و سياسى كرهء خاكى ما را از لحاظ فرهنگ به دو بلوك اساسى شرق و غرب تفكيك و تقسيم نموده است ، اگر وضع فرهنگ انسانى را داراى سطوح ظاهرى و عميق بدانيم ، مسلماً اين تفكيك و تمايز تا سطوح نسبتاً عميق نفوذ كرده است ، اما در قعر نهايى اين سطوح با انسانى روبه رو مىشويم كه پس از حذف همه تمايزات محيطى و ساير عوامل داراى يك فرهنگ بسيار عالى و مثبت مىباشد . اين فرهنگ عالى بدان جهت كه داراى گسترش ديدگاه و جريان دائمى است ، از اختصاصات ملتها و ركود به كلى بر كنار است . اين