محمد تقي جعفري
3
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
به نام خدا اى خدا اى فضل تو حاجت روا سپاس بىپايان مقام شامخ ربوبى تو راست كه چراغ فضل و عنايت بنده پرورت را فرا راه ما گرفتى تا توانستيم با شروع جلد دوم از « تفسير و نقد و تحليل مثنوى » در راه خدمت ناچيز به انسانها كه اشتراك در يك ايده آل همهء آنها را اعضاى يك پيكر خواهد ساخت ، گام دوم را برداريم . اى خدا اى خالق بىچون و چند توفيقت را آن چنان شامل حال ما فرما كه به نشستن در زير درخت خلقت و به سير و سياحت در شاخ و برگ و شكوفه هاى آن قناعت نورزيم ، وظيفه بشناسيم و گام در راه آن برداريم - راهى پر سنگلاخ و تاريك و مخالف خود پرستى و تمايلات حيوانى ، اما رو به حق و حقيقت . اى خدا ، كه از تو پيدا گشته اين كاخ بلند آن كاخ بر افراشته كه زيبايىاش عاشقان زيبايى را واله نموده هندسه آلهىاش مغزهاى رياضى دانان را خيره و مبهوت ساخته است . خداوندا اين فياضيت مطلق توست كه مىگويد : گر نخواهم داد خود ننمايمش بار الها ، با ديدن اين همه زيبايىها ، و با درك اين همه محاسبات دقيق در پهنهء هستى ، نه حس زيبا دوستى ما اشباع مىشود و نه عشق سوزان رياضى ما به ثمر مىرسد . تويى كه شوق وصال به زيبايى مطلق و كمال كلى را در دل ما ايجاد كرده لحظاتى دلهاى ما را به حركت به سوى آنها مىشورانى ، به يقين مىدانيم كه اگر ما را شايستهء اين وصال نيافريده بودى اين همه شور و هيجان در دل ما پديد نمىآوردى ، اگر نمىخواستى عطا فرمايى به ما نشان نمىدادى . ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مىشنود