محمد تقي جعفري
45
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
گوش و هش داريد اين اوقات را در رباييد اين چنين نفحات را الطاف خداوندى گاهى مانند دمهاى روح پرور در صفحهء روزگار وزيدن مىگيرد نمىتوانيم بگوييم الطاف خداوندى از نظر فيض عمومى كه دارد مخصوص به يك زمان معين بوده باشد ، چنان كه منحصر به يك گروه مخصوص از انسانها نمىباشد . اين اصل كلى است كه « فيض او كلى است » و تمام موجودات در هر دوران و زمان در معرض لطف عميم او قرار گرفتهاند . بنا بر اين معناى اين روايت كه جلال الدين آن را در اول اين ابيات عنوان كرده است چيست ؟ سه مطلب را مىتوان در اين مورد گفت : اول اين كه خداوند ذو الجلال چنان كه با لطف كلى خود جهان را آفريده و آن را به بهترين هدف رهسپار نموده است . لطف ديگرى دارد كه مطابق مشيت خويش در زمانهاى معينى به همه يا به بعضى از اشخاص ابراز مىفرمايد ، اگر اين لطف به همهء اشخاص شامل شود جاى بحث و اشكال نخواهد بود و اما اگر فرض كنيم كه فقط گروهى را به اين لطف و تأييد اختصاص بدهد ، در اين صورت بايستى دليل ترجيح بعضى از انسانها را به بعض ديگر در نظر گرفت كه چرا گروه معينى داراى اين خصوصيات مىباشند ؟ در اين باره مىتوان گفت كه بدون ترديد هيچ كارى از خداوند بدون علت و ملاك واقعى صادر نمىگردد . وزيدن نفحات الهى يك مسئلهء تصادفى نيست كه علتى نداشته باشد ، بنا بر اين استعداد پذيرش كسانى كه مورد لطف الهى قرار مىگيرند ، عامل اصلى بوده و در حقيقت وسيلهء توفيق بيشترى در بارهء آنها عنايت مىفرمايد .