محمد تقي جعفري

43

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

من آزادم ، او با اين كه مىبيند : در اين پرده يك رشته بىكار نيست سر رشته بر ما پديدار نيست او با تمام وقاحت نمىخواهد اعتراف كند كه : كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى يا به قول ابو العتاهيه شاعر زبردست دوران عباسى : ما تطلع الشمس و لا تغيب الا لامر شأنه عجيب خورشيد طلوع و غروب نمىكند مگر براى هدفى كه بسيار شگفت انگيز است ) . با اين حال انسان به امانت الهى خيانت مىكند . گروهى ديگر از مفسرين گمان كرده‌اند كه از آن جهت كه زمين و آسمانها موجودات جامدى هستند و قابل تكليف و طرف دستور نيستند ، لذا مقصود اهل سماوات و زمين مىباشند . البته اين يك خلاف ظاهر است زيرا آنان اين مطلب را نمىتوانند در ساير آيات كه صريحاً مىگويد : همين زمين و آسمانها مشغول ذكر و تسبيح خداوندى هستند ، يا آن آيه‌اى را كه از سورهء فصلت نقل نموديم كه مىگويد : « دستور داديم به زمين و آسمان كه پيش بيايند » تطبيق كنند . اين نكته هم ناگفته نماند كه در آيهء امانت مقصود تمام انسانها نيست ، زيرا گروه انبياء و اولياء و مردم با ايمان به اين امانت خيانت نكرده‌اند زيرا آنان جانهاى شيرين خود را در اين راه از دست داده و از تمام لذايذ دنيا دست برداشته‌اند . اين گونه آيات كه در ظاهر مطلق يا عموم به نظر مىرسد به قراين عقلى يا با آيات ديگر محدود و مقيد مىگردند چنان كه در آيهء : « وَاَلْعَصْرِ إِنَّ اَلإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ » 103 : 1 - 2 تا اين جا آيه عموم انسانها را به خسران محكوم مىكند ، ولى جملهء بعدى « الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات » مقصود از جملهء اول را توضيح مىدهد .