محمد تقي جعفري
37
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
چنان كه پيغمبر ما فرموده است : اصحابى كالنجوم بأيهم اقتديتم اهديتم پس خواه تو از « آدم » حقايق را دريابى ، خواه از خود « او » ( خدا ) تفاوتى ميان اين دو نور نيست . شراب خم اصلى مانند همان شراب است كه در ظرف فرعى ( كدو ) وجود دارد ، زيرا همين ظرف كوچك با اصل خم پيوندى دارد و شادى اين ظرف مرتبط به اصل مانند شادى تو ظاهرى و صورى نيست ، زيرا رابطهء ميان آن دو حقيقى است . اگر چراغى را به توسط شمعى روشن كنى از آن جا كه چراغ نور خود را در واقع از شمع اخذ كرده است هر كس كه چراغ را ببيند مانند آن است كه خود شمع را ديده است . به همين جهت است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است كه : « من رآنى فقد رآنى » ( هر كس مرا در رويا ببيند در حقيقت خود مرا ديده است و صور ديگر نمىتواند وجود مرا مجسم نمايد ) . تطبيق اين روايت به مورد بحث ممكن است از اين نظر باشد كه كسى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را ببيند حتماً آن جنبهء الهى او را هم ديده است و با اين ديدن مانند اين است كه نور الهى را مستقيماً مشاهده نموده است . به همين ترتيب اگر صد چراغ به طور متوالى نور خود را از يكديگر اخذ كرده با شعلهء يكديگر روشن شوند هر كس كه آخرين چراغ را ببيند مانند اين است كه اصل نور ( شمع ) را ديده است . مسالهء اصلى ديدن نور است خواه از آخرين چراغ باشد و خواه از اصل نور ( شمع ) فرق نمىكند و هر دو به منزلهء يك نور است كه گاه بدون واسطه و گاه با واسطه مورد استفادهء انسان قرار مىگيرد .