محمد تقي جعفري
27
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مىشود . اين بيت را در آن موارد استشهاد مىكنند كه فعاليتى از شخصى ديده مىشود كه در خور و استعداد او نيست و با نظر به اهميت كار مىگويند اين كار از اين شخص ساخته نيست . اين همه . . . يا مطلق اين آوازها . . . . تفسير ابيات داستانى در بيان مطالب فوق بشنويد ، تا اعتقاد مردان الهى را دريابيد ، در عهد عمر مطربى بود كه چنگ مىنواخت او چنان آواز زيبايى داشت كه بلبلان را از آواز او حالات بىخودى دست مىداد ، هنگامى كه او به نواختن ترانه مىپرداخت طرب چنان افزايش كمى و كيفى مىيافت كه منقلب به صد طرب مىگشت ، مجلس و مجمع را دم روح افزاى او مىآراست و قيامتى از نواى او بر مىخاست . همچنان كه اسرافيل با دم و نغمه هاى خود مردگان را زنده خواهد كرد ، همچنان اين پير چنگ نواز چنان طراوتى به روحهاى افسردهء انسانها مىبخشيد كه گويى اسرافيل ارواح مرده را دوباره زنده ساخته است . گويى نغمهء او تلاوت نغمه هاى داودى بود . فيل با آن جثهء بزرگ و سنگينش از ترانهء او به طرب آمده ، پرواز نمودى . يا مانند داود عليه السلام آن چنان نغمه هاى دلنشين مىنواخت كه ارواح انسانها را تا بستان خداوندى به پرواز درمىآورد . روزى فرا مىرسد كه اسرافيل استخوانهاى پوسيده را جان مىدهد و آنها را زنده مىگرداند . اولياء الله هم در درون خويش نغمه هايى دارند كه براى جويندگان راه حق و حقيقت حيات فوق ارزش مىدهد . اما اين نغمه هاى حيات بخش را گوشهاى حسى نخواهد شنيد ، زيرا سخنهاى حسى گوش حس را آلوده مىسازد و نمىتواند لذت روحانى و بىنهايت نغمهء درونى اوليا را بشنود . آرى ، نغمهء پريان را هم گوش آدمى نمىشنود ، زيرا گوش انسانى در مقابل پريان ناشنوا است . با اين حال كه نغمه هاى پريان در جهان بعد و قانون و جريانات طبيعى ايجاد مىگردد ، ولى نغمهء درونى انسانها از هر دو نغمهء آدميان معمولى و پريان برتر است ، زيرا كه نغمه هاى انسانى و ترانه هاى پريان از زندان قفس بلند مىشود ، زندانى كه سرتاسر آن نادانى است . براى اين كه تصديق كنى