محمد تقي جعفري
19
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
وَاَلأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ ( 1 ) 55 : 33 ( اى گروه جن و انس اگر بتوانيد در جوانب آسمانها و زمين نفوذ كنيد ( راهى از آنها براى بيرون رفتن پيدا كنيد ) ولى نخواهيد توانست از آسمانها و زمين نفوذى به بيرون داشته باشيد ، مگر به سلطه و يارى خداوندى ) . اين داستان كه جلال الدين نقل مىكند و عالىترين مسائل انسانى و الهى را در آن مورد بحث و بررسى قرار مىدهد ن هيچ يك از شارحين نتوانستهاند مدرك آن را بيان كنند و تنها چيزى كه وجود دارد داستانى است كه شبيه به آن در زمان ابو السعيد ابو الخير نقل شده است . يك نظر اجمالى بموسيقى در بارهء موسيقى و نوازندگى آن روح انسانى را و در بارهء آثار اين نوازندگى از نظر فيزيولوژى و روانى مباحث زيادى تا كنون مطرح شده است . بايستى گفت اين پديده بدون ترديد چنان كه در سطح ظاهرى روح انسانى تاثير دارد ، همچنين در صورتهاى خيلى عالى در سطح عميق شخصيت نيز آثارى مىگذارد و نيز جاى ترديد نيست كه موسيقى يكى از آن عوامل است كه در درون انسانها مطابق نمودهاى درونى آنها غير عكس العملهايى را ايجاد مىكند و ابداع آهنگهاى بسيار عالى از بسيار طرف موسيقى دانهايى از قبيل بتهوون و موزارت و شوپن و هم يكى از جلوه هاى ابداعى روح انسانى بوده ، هنرمندى نظر انسانى را در درجه عالى نشان مىدهد ، ولى مطلبى كه اهميت دارد اين است كه آيا موسيقى آن چنان كه براى از ما در حال طبيعى خوشايند بوده و در حالات غير طبيعى از روان پزشكى ضرورى به نظر مىرسد ، آيا در واقع همچنين است ؟ يعنى واقعا موسيقى يكى از لذايذ طبيعى و گاهى هم عوامل ضرورى بشريست ؟ اين يك سؤال است كه پاسخ قانع كنندهاى در بارهء آن تا كنون ابراز نشده است و گمان هم نمىرود كه كسى بتواند با نظر به وضع بسيار بغرنج و معماى روح
--> ( 1 ) سوره الرحمن ، آيهء 33 . .