محمد تقي جعفري

مقدمة الكتاب 5

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

سلامهاى بىپايان ويژهء روح ملكوتى آخرين پيامبر و پيك امين تو محمد بن عبد الله باد ، كه ترانه هاى يكتا پرستى و انسان دوستى را از بيابان بىآب و علف دور از انسان و انسانيت كه جاندار و بىجان در آن جا يك مفهوم داشتند ، در جوامع انسانى طنين انداز ساخته ، شالودهء تمدن اصيل انسانى را بنا نهاد . بتهاى برونى را از كعبه ، و بتهاى درونى را از دلهاى آدميان بيرون كشيده ، الله را در هر دو خانهء برونى و درونى جلوه گر ساخت . اين بود نهضتى كه آغاز عهد نو و پايان عهد كهن را اعلام كرد . نهضتى كه عرب و عجم و سياه و سفيد و نيرومند و ناتوان و پيش رو و پيرو را از « نفس واحده » معرفى كرده ، با سخنى كوتاه « ان اكرمكم عند الله اتقاكم » تمايزات ساختگى را كه تاريخ بشريت را ننگ آلود كرده است در هم كوبيد ، و ملاك ارزش انسانيت را آن تكامل روحى كه انسان و جهان را در خود مىيابد مقرر ساخت . نهضتى كه انسانهايى مانند على بن ابى طالب و دودمان پاكش عليهم السلام و ياران الهىاش را به جهانيان عرضه كرده ، شايستگى آفرينش انسانى را در اين جهان پهناور به فرشتگان نشان داده جيرت آنها را از جملهء « انى جاعل فى الارض خليفة » به شادمانى و شكفتگى مبدل كرد . نهضتى كه پرچم دانش و حكمت و انسان دوستى را از سقوط حتمى در طوفانهاى مرگبار جاهليت نجات داده براى ابد بر قله هاى تاريخ بشريت بر افراشت . يك قيام الهى - انسانى كه شخصيتهاى بزرگى را مانند ابن سيناها و خواجه نصيرها و جلال الدين رومىها و حسن بن هيثمها تربيت كرده ، صداى دانش و حكمت آنان را به گوش شرق و غرب عالم رسانيد . بار الها ، توفيق و عنايت ربانى خود را در اين دوران كه اصول عالى انسانى يكى پس از ديگرى به دست هوا پرستان خيره سر ناخود آگاه ، رو به سقوط مىرود ، شامل حال انسانها فرما . و توشه‌اى از اخلاص براى سپرى كردن اين راه طولانى و بس دشوار كه در پيش گرفته‌ايم عطا كن ، باشد كه تا آستانهء مقصدمان كه جز خدمت ناچيزى به انسانها « كه همگى نهال باغ تو مىباشند » چيز ديگرى نيست ، شادمانه گام برداريم .