محمد تقي جعفري
مقدمة الكتاب 24
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
كودكى و جوانى و ميانسالى او حركات خلاف اخلاق و مخالف روش اسلامى در تواريخ ثبت نشده است ، بعضى از داستانها را به طور افسانه نقل مىكنند كه احتمال ساختگى و جعل در آنها زيادتر از احتمال واقعيت آنهاست ، و اگر هم فرض كنيم كه بعضى از آن داستانها صحت داشته باشد مىدانيم كه بالاخره اين مرد نه دعواى الوهيت داشته است و نه ادعاى پيامبرى ، بلكه در موارد فراوانى در مثنوى اعتراف به در راه بودن خود مىكند ، به همين جهت نمىتوان گفت : جلال الدين معصوم بوده است . خطا و اشتباه در فرزندان آدم همواره و در همه افراد جز معصومين وجود داشته است . 6 - در بارهء رياضتها و شب بيدارىهاى جلال الدين مطالب زيادى نوشته شده است كه مجموعاً دلالت مىكند به اين كه اين مرد تنها به لذت دانستن يك مشت مفاهيم و سپس منعكس ساختن آنها در اذهان افراد شايسته قناعت نورزيده بلكه خود در سير و سلوك گام برداشته است . 7 - وفات جلال الدين در سال 672 هجرى در قونيه بوده و آرامگاهش نيز در همانجاست . مطلب نهم - ارزيابى كارى كه در اين كتاب انجام گرفته است براى كسانى كه در كتاب مثنوى مطالعات دقيقى داشتهاند اين مطلب روشن است كه اين كتاب داراى سرمايهء كلانى از معارف گوناگون انسانى بوده و اختلاف مطالب از حيث تنوع و عمق به قدرى زياد است كه يك تفسير و تحليل و نقد همه جانبه در بارهء آنها فوق العاده دشوار است ، به اضافهء اين كه كلمات و قالب شعرى از ابراز دقيق آن چه كه در درون جلال الدين مىگذشته است كاملًا ناتوان مىنمايد و خود او نيز بارها به اين مطلب اشاره كرده است . با نظر به اين دشوارىها نهايت ارزيابى ما در تفسير و نقد و تحليلى كه در بارهء اين كتاب انجام دادهايم اين است كه ما از بذل كوشش در كارى كه پيش گرفتهايم مضايقه نكردهايم . و تا توانستهايم مسائلى را كه جلال الدين مطرح كرده است از ديدگاه هاى گوناگونى مورد بررسى قرار دادهايم ، و به هيچ وجه نمىگوييم كه آن چه را كه ما از اين كتاب به دست آوردهايم يا مطالبى را كه به عنوان نقد و تحليل انجام دادهايم صد در صد مطابق واقع است . اميدواريم اين اقدام ما به عنوان گامهايى براى بررسىهاى نهايى در كتاب مثنوى تلقى شود .