السيد الخميني

مقدمة الآشتياني 78

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية

با خاتم أنبيا دارند ، چه بسا ملك نازل به آن جناب را مشاهده نمايند وكلام حق را استماع نمايند . در بين أصحاب حضرت ختمى مرتبت ، حضرت آدم الأولياء بوى وحى را قبل از نزول ملك استشمام مىنمود لذا به اتفاق أرباب حقيقت وأهل حق از عرفا ( قده ) أقرب الناس إلى رسول الله بود . وقال ، صلى الله عليه وآله ، لأقرب الخلائق إليه : يا علىّ ، أنت ترى ما أراه ، وتسمع ما أسمع ، إلَّا أنّك لست بنبيّ . تتميم از آنجا كه مراتب كلام الهى وأنواع آن واطلاع بر مغيبات از شؤون اسم جامع « المتكلم » است ، وباحثان در علم كلام وأكثر أرباب حكمت نظريه از اين معنا غفلت كرده ، ويا حق اين مطلب عالي را ، كه از أمهات مسائل مذكور در كتب أرباب عرفان است ، درست ادا نكرده اند ، ودر تاريخ حكمت بندرت فيلسوفى متأله به نحوى شايسته در اين بحث مهم ، كه همانا بحث معرفت وحى ونزول كتب سماوية ومقاوله بين ملايكه وتكلم سالكان درجات جنان ودركات نيران است ، وارد شده واز عهده حق كلام برآمده است ، ناچار بعضي از مهمات در اين مقدمه تقرير مىشود . « 59 » از متأخران ، شيخنا وقائدنا وسيدنا في المعارف الربوبية ، قدوة أرباب الحق

--> « 59 » بحث از كلام ( از كلام ذاتي كه عين ذات است ، تا آخرين درجه كلام ، يعنى كلام در عالم شهادت ، كه در انسان به صورت ألفاظ حاكى از معاني است ، ودر موجودات وصور نوعيه اسمائيه كلام ونطق خاص هر صورت وطبيعتي مناسب با همان شيء است ، كه از جمله آن منطق طيور است ؛ ونيز نفس حقايق وجوديه در عالم شهادت ( ظَهر كلام وجود وحد ومطلع وبطون سبعه ) خود مراتب كلام اند ، ومرتبه اعلاى آن امرى زايد بر متكلم نيست . ) از علوم قرآني محسوب مىشود . در دانشگاهها علوم قرآني جزء دروس مستقل است ، اما آنچه از آن عايد شاگرد مىشود چند صفحه از اتقان سيوطى است ! درس فلسفه وعرفان نيز آنچنان ملعبه قرار گرفته است كه موجب نااميدى است وبس . ثمره تحصيل طلبه هاى مستعد در حوزه تعليماتى قديم ، كه فقط به درس مىپرداختند ، در عين حال كه گرفتار مشكلات زندگى نيز بودند وبا شهريه 5 - 6 تومان ( كرايه يك أطاق 2 تومان بود . ) سر مىكردند ، در طي فقط 4 سال تقريباً قرائت سه جلد أسفار ، وقسمت زيادى از عرفان ( شرح فصوص ، أشعة اللمعات جامى ) به ضميمه درس خارج فقه وأصول بود . يعنى ، مجموع درس فلسفه در حوزه در مدتي كم چندين برابر دروس دوره ليسانس وفوق ليسانس ودكترا در دانشگاههاى امروز بود . در اين دانشگاهها برنامه درسى فلسفه 100 صفحه أسفار ، به چاپ جديد ، است كه 50 صفحه آن حاشية حكيم سبزوارى است ! وآن 50 صفحه نيز ، اگر خدا بخواهد ! تنها محصول تحصيل دانشجوست - دانشجويانى كه برخى از شيراز ، بعضي از خراسان ، بعضي از سيستان ، در هفته دو روز بايد در طهران حاضر باشند ، وبالاجبار با بدني كوفته وروحيه اى خمود به مجلس درس حاضر مىشوند ودر اين نوع حوزه تحصيلي است كه اشخاص پاچه ورماليده ميدان دارى مىكنند . در همه جاى دنيا هر كه بخواهد علمي را تدريس كند ، بايد مدرك ودانشنامه اساسى داشته باشد وپس از پيروز بيرون آمدن از امتحان دقيق ودادن آزمايش دشوار فلسفي وعرفانى حق تدرس فلسفه دارد ، جز مملكت ما كه روابط ضوابط را محو وباطل كرده است . واي به حال حلتى كه از ضوابط به روابط پناه ببرد ! زوال حكومتها وتجزيه ممالك معلول همين سنت سيئه است ، وموروث از عثمان وبرنامه حكومت بنى أمية . جمعى مىگويند تاريخ فلسفه سير خود را تمام كرده است ! جاهلان مغرور از اين كلام مشعوف اند ونمى دانند كه اينان دين را هم تاريخي مىدانند ومىگويند عصر ما عصر اتمام تاريخ أديان است ! بعضي عقيدة دارند كه ما در فلسفه استثمار شده أيم ! مرادشان استعمار يونان است ! اتفاقاً در دين هم همين عقيدة را دارند . نمى دانم ما چرا اين اندازه خنگ تشريف داريم كه از زمان بابا آدم وننه حوّا منظم در سيطره استعمار گرفتاريم ، ومرتب به عالم فحش وناسزا نثار مىكنيم كه ما را عقب نگه داشته اند ! مرحوم أستاذ مطهرى مورد طعن وهدف معركه گيران قرار گرفته بود . واكنون هم سه دسته از ابالسه بزرگان وأساطين فرهنگ ملت ما را هدف أوهام خود قرار داده اند ، وبا جنونى حيرت آور قلمفرسايى مىفرمايند ! هر چه هم مىنويسند محصول فكرى استعمار است ، ومطلوب استعمار نيز متفكر نوع حس گر است . اينان براي مصون ماندن خود را پيروان خط امام قلمداد مىكنند ! اين معركه گيران در همه جاهاى حساس مملكت وجود دارند . حضرات دست رد به سينه احدى نزدند ! ضعف مديريت وتبعات آن سخت خطرناك است . آنچه در اين پاورقى ذكر شد ، شمه اى از واقعيات است كه خدمت حضرت امام بر سبيل شكوا عرض كردم .