السيد الخميني

مقدمة الآشتياني 14

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية

« مريد » نيز اگر مطلق وعارى از جميع قيود ، از جمله قيد « اطلاق » لحاظ شود ، « مجهول مطلق » و « غيب محض » و « كنز مخفى » مىباشد . مأثورات نبويه ، نظير ربّ زدني فيك تحيّرا وحديث معجز نظام اللهم إنّى أسألك بكلّ اسم سمّيت به نفسك . . . أو استأثرت في مكنون الغيب عندك ، شاهد بر اين أصل است . بالغان به مقام « أَوْ أَدْنى » نيز بعد از ولوج در « واحديت » و « احديت » معترف به عجز وقصور وشهود احديت ذاتيه‌اند . ويعترفون بأن ما وراء غاية مشاهداتهم ونهاية مشهد فهومهم بحاريحار في تيّار فهم كل غائص . در سورهء مباركهء « توحيد » فقط به « هو » به آن حقيقت مطلقه اشاره شده است . وامام صادق ، عليه السلام ، فرموده است « هو » اشاره به مقام بعيد از افهام است و « ضمير شأن » نيست . واسم « الله » و « أحد » و « صمد » تعابير وعناوين ولوازم آن حقيقت حقه‌اند وذات ، به تصريح أرباب كشف ويقين وعترت طاهره عليهم السلام ، اسم ندارد . ووضع اسم دال بر حقيقت غيبيه محال است چه آن كه واضع ويا مفيض اين اسم ناچار بايد حق باشد ، واظهار آن از مقام غيب بر أقرب موجودات به آن حقيقت ، يعنى خاتم أنبيا عليه السلام ، چيزى جز امرى نازل از مقام غيب نيست كه رنگ تخاطب پذيرفته ، واز جهت تنزل از غيب محض از اطلاق ذاتي خارج گرديده است . بنا بر آن چه ذكر شد ، مقام ذات وغيب الغيوب نه قبول اسم نمايد ونه پذيرش رسم : « نه أشارت مىپذيرد نه عيان نه كسى زو نام دارد نه نشان » « 5 » بيان فرق بين « ذات » ومقام « احديت » و « واحديت » از مقام « غيب الغيوب » - بنا بر خبر يا اثر منقول در مسفورات أهل عرفان - تعبير به « كنز مخفى » شده است كه كنت كنزا مخفيا . ودر اثر بعضي تعبير به كنت كنزا خفيا

--> « 5 » - در روايتي مفصّل ، منقول از أبو عبد اللَّه ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، عليه السلام ، از ذات حق تعبير به « شيء بحقيقة الشيئية » ، كه همان حقيقت وجود باشد ، نموده . اين روايت را أستاذ زمانه ، عارف محقق ، آقا ميرزا محمد رضا قمشه اى ، شرح كرده است . واز اين روايت معجز نصاب معلوم مىشود كه مقام ذات اسم ندارد .