السيد الخميني

مقدمة الآشتياني 12

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية

استفاضت ، چگونه ظاهر گرديد در جواب اين سؤال أرباب تحقيق وأهل حق بحث از « مفاتيح غيب » نموده‌اند . « 1 » در مأثورات نبويه وولويه ، ونيز در مأخذ معارف أوليا ، يعنى كلام مجيد وقرآن شريف ، به آن چه عنوان شد تصريحات كم نيست وگاهى هم مطالب تلويحا وتلميحا مذكور افتاده است . وشك نيست كه لسان وبيان وقلم از ذكر برخى از مطالب عاجز است . سعيد الدين سعيد فرغانى ، از مردم « فرغانه » « 2 » ، در مقدمه بر شرح خود بر تائيهء ابن فارض مراتب ومقامات عرفانى را بهتر از جميع أرباب اين فن بيان كرده است . وى در مقدمه بر شرح عربى خود بر تائيه مطالب عاليه‌اى به رشتهء تحرير در آورده ؛ وشارح مفتاح الغيب تمام مقدمهء آن بزرگ زمانه را در مصباح الأنس آورده است . بسيارى از كمل أرباب توحيد از سعيد الدين سعيد فرغانى دربيان عويصات استمداد نموده‌اند ؛ واگر در مقدمه بر اثر نفيس أستاذ عصر ( قده ) جاى پايى از شارح فرغانى ديده شود جاى تعجب نيست .

--> « 1 » « مفاتيح غيب » بر دو قسم است : مفاتيح در « قوس نزول » ، « قوس صعود » . چه آنكه حق جز از طريق أسماء وصفات ، يا قبول تعين أسمائي ، در هيچ مظهرى تجلى ننمايد . واينكه خاتم أنبيا وأوليا ، عليه وعلى أولاده السلام والتحية ، فرموده اند : إنّ لله سبعين ألف حجاب من نور وظلمة ؛ لو كشفها ، لأحرقت سبحات وجهه ما انتهى إليه بصره من خلقه . نتوان از « سبحات وجه » اراده نمود تجلى وجودي را ، وگرنه تجلى ذات كليه تعينات ، از جمله أسماء صفات ، را به برق غيرت احديتِ ذاتية محترق نمايد . مىشود كه از نظر شهودِ سالك در تجلى شهودي جز ذات همه تعينات ناشى از ذات غير مشهود ، ومشهود حق باشد وبس . « 2 » « فرغانه » نام ولايتي است از ملك ما وراء النهر ، بين سمرقند وكاشغر . وكاسان گويا شهري است از نواحي فرغانه . أهل موسيقى گوشه معروف به « نهاوندك » را فرغانه نيز گويند . كاسان در جانب راست رود سيحون قرار دارد . سرزمين خراسان قديم تمام اين نواحي از جمله كاشغر را شامل بوده است . وكاشغر در عصر ما ضميمه چين است كه مانند ايالت تبّت با قوه قهرية منضم به چين شده است . در تبّت مسلمان نيز وجود دارد ، وأكثر مردم آن بودايى مذهب اند . انفجار در چين هم مانند كشور شوراها امر حتمي است . واز خواص لا ينفك حكومت مطلقه ، خصوصاً نوع ماركسيست ، تجزيه مىباشد . برخى از جاهلان مغرور وبي خبر از سياست جهانى به خيال خود مقدمه ظهور اقتصاد ماركسيستى را پى ريزى كردند ! واين مسلك سخيف را ماهرانه در فكر نوجوانان رسوخ دادند . برخى از أرباب عمامه نيز به مروج اين مسلك اظهار بندگى وتعشق مىنمودند ! وتا جايى رفتند كه حتى ماركسيستهاى حرفه اى قديمى نيز از كار ايشان به حيرت افتادند ! رسيده بود بلايى ولى بخير گذشت . ولى اين دم شيطانى ونفخه عزازيلى موجب گرفتارى جماعت كثيرى وفناى طايفه كم تجربه اى شد كه با هيچ دم اسرافيلى بر سر عقل نيامدند ، ولى رنود برق آسا رنگ عوض كردند !