حبيب الله الهاشمي الخوئي

188

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

3 - أن تكون سريرته صالحة نقيّة داعية إلى عمل الخير والصلاح . 4 - أن تكون فطرته حسنة مائلة إلى اعتناق الحسنات ، وكارهة لارتكاب السيّئات . 5 - أن يكون سخيّا ينفق فضل ماله ولا يكون بخيلا يجمع الأموال ويدّخرها للوراث . 6 - أن يكون صموتا يحفظ لسانه عن فضول الكلام ، والنطق بما لا يعنيه لدى الأنام . 7 - أن يكون عاملا بالسنّة ، وتاركا للبدعة . الترجمة علي عليه السّلام دنبال جنازة مىرفت وآواز خندهء مردى را شنيد پس فرمود : گويا مردن در اين جهان سرنوشت ديگران است ، ورعايت حق وظيفهء جز ما است ، وگويا اين در گذشته ها كه بچشم خود زير خاك مىكنيم مسافرانى هستند كه بزودى نزد ما برميگردند ، ما آنانرا در گور مىكنيم وإرث آنها را مىخوريم مثل اين كه ما خود پس از آنها در اين جهان جاويدانيم ، هر پند آموزى را بدست فراموشى سپرده با اين كه خود هدف هر بلا وحادثه هستيم . خوشا بحال آنكه نفس اماره را خوار كرد ، وكار وكسب پاكى بدست آورد وپاك نهاد وخوش فطرت بود ، ما زاد دارائى خود را انفاق كرد ، وزبانش را از فضولي نگه داشت ، وپيرو سنّت شد ، واز بدعت بر كنار بود . على در پى مرده اى گوش كرد كه خنديد مردى وبخروش كرد مگر مرگ بنوشته بر ديگران بجز ما است واجب حق بيكران تو گوئى كه اين مردگان از سفر بما باز گردند روزى ديگر سپاريم در گورشان بيدريغ بيازيم بر ارثشان دست وتيغ كه مائيم جاويد در جايشان ز ما مرگ ديگر نگيرد نشان