حبيب الله الهاشمي الخوئي
21
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
بدوش أو گزار وهر چه مىتوانى بيشتر بأو بسپار شايد ديگر أو را درنيابى وغنيمت بدان كه كسى از تو مالي بوام گيرد ودر روز سختى بتو بپردازد . بدانكه در برابر تو گردنه سخت ودشوارى است ، هر كه در آن سبك بار باشد خوش حالتر است از كسى كه بأرش سنگين است ، وهر كه كند رو باشد بد حال تر است از آنگه شتابان مىرود ، فرودگاه تو در پشت اين گردنه بناچار بهشت است يا دوزخ ، پيش از آنكه از اين گردنه فرود شوى جلو پاى خود را پاك كن وببهشت برو نه بدوزخ ، وپيش از مرگ براي خود منزل را هموار ساز كه پس از مردن نه عذرى پذيرفته شود ونه راه بازگشتى بدنيا مىماند . وبدانكه آن خدائى كه همه گنجهاى آسمان وزمين را در دست دارد بتو اجازه داده تا بدرگاهش خواستار هر حاجتي شوى واز أو بخواهى ودعاء كنى وضامن شده كه دعايت را أجابت كند وبتو فرموده از أو بخواهى تا بتو بدهد واز أو رحمت طلبي تا بتو رحم كند ، وميان تو وخودش دربانى مقرر نداشته كه تو را از أو باز دارد وتو را وأدار بواسطة تراشى نكرده ، واگر بد كردارى جلو توبه وبازگشت تو را نگرفته ، ودر بازگشت تو را مورد سرزنش نساخته ، ودر كيفر تو شتاب ندارد ودر آنجا كه شايد تو را رسوا نساخته ودر پذيرش توبه وبازگشت تو سخت نگرفته واز تو جريمه نخواسته واز رحمتش تو را نا اميد نساخته ، بلكه روگردانى تو را از گناه خوش كردارى مقرّر كرده وبدكارى تو را يكى بشمار گرفته وكار خوبت ده برابر بحساب آورده است ودر توبه را براي تو باز گذاشته وباب عذر خواهى را مفتوح داشته ، هر آن گاهش بخوانى فريادت را مىشنود واگر رازش بگوئى رازت را ميداند ، تو مىتوانى عرض حاجت خود را بىواسطه بأو برسانى وهر چه در دل دارى با أو در ميان گزارى واز گرفتاريهايت بوى شكايت كنى واز أو چاره دردهايت را بخواهى ودر هر كارت از أو يارى بجوئى واز خزائن رحمتش درخواست كنى آنچه را جز أو نتواند بتو عطا كند از فزونى عمر وتندرستى ووسعت روزى ، سپس همه كليدهاى خزائن خودش را بتو سپرده كه