حبيب الله الهاشمي الخوئي
32
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
برگزيدند كه نزديكترين مردم است بدانچه كه دوست دارند ، وشما اى مردم عراق حكم براي خودتان أبو موسى را اختيار كرديد كه نزديكترين مردم است بدآنچه كه ناخوش داريد ( أهل شام دوست داشتند كه بر مردم عراق مستولى گردند وعمرو عاص در وصول به اين غرض از همه بهتر ونزديكتر براي آنان بود ومردم عراق از همان كه شاميان مىخواستند كراهت داشتند وأبو موسى نزديكترين افراد بود به آن چه كه اينان ناخوش مىداشتند يعنى أبو موسى به پيروزى أهل شام وشكست أهل عراق از همه مايلتر ونزديكتر بود يا از بلاهت غريزي أو كه بالأخره در دام مكر وحيله عمرو عاص افتاد ويا از عداوتى كه با أمير المؤمنين علي عليه السّلام داشت در كمين انتقام بود چنانكه در تفسير خطبه شرح داده أيم ) سپس حضرت در مقام احتجاج برآمده وفرمود : ياد داريد كه عبد اللَّه قيس ( أبو موسى اشعرى عبد اللَّه بن قيس است ) ديروز ( يعنى در جنگ جمل ) مىگفت : اين فتنه ايست ، پس زههاى كمان را ببريد وشمشيرها را در غلاف كنيد ( كناية از اين كه از جنگ حذر كنيد ودست بداريد ، در اين باره از پيغمبر روايتي نقل كرده كه در شرح تذكر داده أيم ) اگر راست گفت پس اين كه بدون اكراه آمد ودر فتنه افتاد وبلشكر عراق پيوست بخطا رفت ، واگر دروغ گفت ، فاسق است ( در هر حال چنين كسى را در امر دين وملَّت حكم قرار دادن وبه أو اعتماد كردن قبيح است ) پس دفع كنيد ( بزنيد ودور سازيد ) سينه عمرو عاص را بعبد اللَّه عباس ( يعنى عبد اللَّه بن عباس را حكم قرار دهيد كه أو مىتواند با عمرو بن عاص برابرى كند وبا أو برآيد واز اغراض شومش جلوگيرى كند ) وفرصت را از دست مدهيد ومرزهاى كشورهاى اسلامى را حفظ كنيد آيا نمىبينيد كه دشمنان به شهرهاى شما روى آوردند وسنگ شما را هدف گرفته اند ( يعنى در شما طمع كرده اند كه آهنگ جنگ وقصد اضمحلال استقلال شما دارند )