حبيب الله الهاشمي الخوئي
184
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
الثّالث أن يكون المراد اني خشيت الإثم بما نلت منهم لما جاهدتهم في الدفع عنه من الضرب والشتم وغلظ القول وأمثالها . تنبيه لا شبهة أن الآيات والأخبار التي جاءت في فضيلة الجهاد لا ينالها يد إنكار بل هي من ضروريات الدّين فلو كان عثمان إماما عدلا مستحقا للدفاع عنه لرأى عليّ عليه السّلام الجهاد دونه واجبا سواء كان قتل أو قتل وما يتفوّه بقوله : ما يريد إلا أن يجعلني جملا ناضحا ، أو بقوله : لقد خشيت أن أكون آثما . فتبصّر . الترجمة اين يكى از كلام أمير المؤمنين عليه السّلام است كه بعبد اللَّه بن عبّاس فرمود . ابن عباس از جانب عثمان هنگامى كه محصور بود ومردم گرد خانهء أو را در مدينه محاصره كرده بودند ، نزد آن حضرت آمد كه آن بزرگوار از مدينه بيرون رود وبه ينبع كه از آن حضرتش بود بسر برد تا مردم نامش را براي خلافت كمتر ياد كنند وبدان شعار ندهند وفرياد نزنند ، ومثل اين خواهش را پيش از اين باره نيز از آن جناب كرده بود ، أمير المؤمنين عليه السّلام در جواب ابن عباس فرمود : اى پسر عباس عثمان جز اين نمىخواهد كه مرا چون شتر آبكش گرداند بيايم وبروم ( مسخّر أو باشم ) يك بار بمن فرستاد كه ( از مدينه ) بيرون رو ( ودر ينبع باش ) باز فرستاد كه ( از ينبع بيا ) اكنون باز مىگويد از مدينه بيرون رو ودر ينبع بسر ببر ، سوگند به خدا بس كه ( در حق أو دفاع كردم ومرگ ودشمن را ) از أو دفع كردم بيم آن دارم كه گناهكار باشم