حبيب الله الهاشمي الخوئي

166

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

الترجمة از كلام آن حضرت است كه رفتن خود را در پى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه وآله ورسيدن بان جناب بعد از مهاجرت حضرتش از مكة بسوى مدينه حكايت ميكند : پس شروع كردم ، پيروى مىكردم آن راهى را كه پيمبر خدا رفته بود ، پس بياد أو گام مىنهادم تا به عرج رسيدم ( كناية از اين كه از ابتداء خروج از مكَّه تا اين موضع پيوسته از آن جناب خبر مىگرفتم وبر اثر نشان أو قدم مىزدم عرج بر وزن خرج موضعي است بين مكة ومدينه وبمدينه نزديكتر است ) . سيد رضى رضوان اللَّه عليه در مدح كلام مولى مىگويد : اين جمله گفتار آن حضرت ( فاطأ ذكره ) كلامي است كه در نهايت اعجاز وغايت فصاحت از آن جناب صادر شد . اراده كرده است از آن كه من ابتداء بيرون آمدن از مكة تا رسيدن بدين موضع همواره از آن حضرت خبر مىگرفتم ، اين مطلب را باين كناية عجيب أداء فرموده است . هجرت پيغمبر ( ص ) از مكة بمدينه وجانشين شدن علي عليه السّلام آن بزرگوار را ودر فراش أو خفتن باختصار كفار مكة از هر قبيله اى تنى چند برگزيدند كه پيغمبر أكرم صلَّى اللَّه عليه وآله را شبانه در بستر خوابش بقتل رسانند وچون بنو عبد مناف قوهء مقابله ومقاتله با جميع قبائل ندارند بديت راضى شوند ، جبرئيل رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله را از سوء نيت آن گروه اعلام فرمود وحضرتش را به مهاجرت أشارت كرد . پيغمبر أكرم صلَّى اللَّه عليه وآله علي عليه السّلام را از آن اخبار فرمود ووى را جانشين خود قرار داد وزن وفرزندان وودائعى را كه مردم از جهت اطمينان واعتمادي كه به پيغمبر داشتند در نزد وى بامانت نهاده بودند بدست علي عليه السّلام سپرد ، أمير المؤمنين امر آن جناب را بيدريغ امتثال كرد ودر جاى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله بخفت ودر حقيقت جانش را وقايه وفداى پيغمبر أكرم صلَّى اللَّه عليه وآله گردانيد كه رسول اللَّه شبانه با أبو بكر بغار ثور رفته وسه شب در غار بسر برد تا جان بسلامت بدر برد وسپس بسوى مدينه مهاجرت فرمود . وآيهء كريمه * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَاللهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ) * در شأن