حبيب الله الهاشمي الخوئي

342

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

وچگونه مىشود در ميان ايشان زيارة كردن يكديگر وحال آنكه مثل آرد كرده بدنهاى ايشان را پوسيدگى بسينهء خود ، وخورده است ايشان را خاكها وسنگها ، وگويا گرديديد شما بسوى آنچه كه گرديدند ايشان بسوى آن وبگرو گرفت شما را آن خوابگاه قبر ، وفشار داد شما را آن امانت گاه . پس چگونه باشد حال شما اگر بپايان برسد بشما كارها ، وبيرون آورده شود مردهاى قبرها ، در آن زمان امتحان مىكند هر نفس آن چيزى را كه پيش فرستاده ورد كرده شوند بسوى خدا كه مولاي بحقّ ايشانست ، وگم شود از ايشان آن چيزى كه افترا مىگفتند يعنى شريكي كه قرار مىدادند براي خدا . ومن دعاء له عليه السّلام وهو المأتان والخامس والعشرون من المختار في باب الخطب أللَّهمّ إنّك آنس الانسين لاولياءك ، وأحضرهم بالكفاية للمتوكَّلين عليك ، تشاهدهم في سرائرهم ، وتطَّلع عليهم في ضمائرهم وتعلم مبلغ بصائرهم ، فأسرارهم لك مكشوفة ، وقلوبهم إليك ملهوفة ، إن أوحشتهم الغربة آنسهم ذكرك ، وإن صبّت عليهم المصائب لجئوا إلى الاستجارة بك ، علما بأنّ أزمّة الأمور بيدك ، ومصادرها عن قضائك .