حبيب الله الهاشمي الخوئي
285
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
نمىكنى بر نفس خود بقرارى كه رحم ميكنى بر غير خود ( 1 ) هر آينه بسيار است كه مىبينى شخصي را در آفتاب پس بر أو از رحمت سايه كنى ، يا مىبينى شخصي بألم مبتلا شده مثل زخمى وبثرهء كه در مىآورد ومىسوزاند تن أو را پس از ترحّم بر أو گريه كنى ، پس چه چيز صابر ساخته است ترا بر درد ومرض تو ، وقوى كرده است ترا بر مصيبتهاى تو ، وخرسند كرده است ترا از گريستن بر نفس خود كه بچنين بلا گرفتار است وآن عزيزترين جانهاست بر تو وچگونه بيدار نمىكند ترا ترس شبيخون خشمهاى خدا وحال آنكه در آمدهء بسبب معاصي در ورطهء مسالك سطوات أو تعالى . پس دوا پذير از اين درد سستي كه در دل مرده دارى بجدّ وجهد وقوّت عزمي واز خواب غفلت كه در چشم گران خواب دارى به بيدارى وهشيارئى ، وباش خداى را فرمان برنده وبياد أو انس گيرنده ، وممثل گردان پيش نظر خويش در حالي كه روى گردانيدهء از خداوند تعالى اقبال أو را بر تو ، مىخواند ترا بعفو خود ، ومىپوشاند تو را بفضل خود ، وتو روى گردانيدهء از أو بسوى غير أو واقبال نمىكنى بر أو . پس بلند است خداى توانا چه حليم است ، وپستى بندهء ضعيف چه دليرى بر معصيت خدا وحال آنكه در پناه عفو أو أقامت كنندهء ، ودر فراخى فضل أو گردندهء وروندهء ، پس منع نكرد ترا با اين حال از فضل خود ، وندريد از تو پردهء عفو خود را بلكه خالى نبودى از آثار لطف أو يك چشم زدن در نعمتي كه احداث ميكند براي تو ، يا بدئى كه مىپوشد بر تو ، يا بلائي كه بازميگرداند از تو - با نافرمانى - پس چه گمان دارى بأو تعالى اگر أطاعت كنى أو را . وبخدا قسم اگر آنكه اين صفت در دو شخص موافق در قوّت يكسان در قدرت مىبود وأين معامله با مثل خود بشرى مىكردى هر آينه بودى تو أوّل حكم كننده بر خود بأخلاق نكوهيده وأعمال ناپسنديده ، وحق مىگويم نه دنيا تو را فريب
--> ( 1 ) - چون تتمهء ترجمه در أصل نسخه بياض بود لذا ما بقيهء آنرا از شرح نهج البلاغهء فاضل متبحر ملا صالح قزويني قدّس اللَّه روحه نقل كرديم . « مصحح » .