حبيب الله الهاشمي الخوئي

91

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

قلب وحركت سينهء أو را ، وباقي مانده بقيّهء از أهل ستم كه معاوية وأهل شام است واگر اذن بدهد خداى تعالى در رجوع بر ايشان هر آينه البتة غالب مىشوم بر ايشان وباز گيرم دولت را از ايشان مگر اين كه متفرّق شود در أطراف زمين متفرّق شدني . من پست كردم رؤساى عرب را ، شكستم شاخهاى ظاهر شدهء قبيلهء ربيعه ومضر را ، وبتحقيق كه شما دانسته أيد مرتبه ومقام مرا در نزد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم با قرابت نزديك وبا رتبه ومنزلت مخصوصة ، نهاد مرا در كنار تربيت خود در حالتي كه طفل بودم ، مىچسباند مرا بسينهء خود ، وضمّ مىكرد مرا در رختخواب خود ، ومسّ مىكرد بمن بدن شريف خود را ، ومىبوئيد مرا بوى معطر خود را ، وبود كه مضغ مىفرمود چيزى را از طعام پس مىخوراند بمن آنرا . پس بتحقيق كه مقرون گردانيد بان بزرگوار از وقتي كه فطيم واز شير وأشده بود أعظم ملكي را از ملائكة خود كه مىبرد آنرا براه مكرمتها وخوبترين خلقهاى عالم در شب وروز أو ، وبتحقيق كه تبعيّت مىنمودم أو را مثل تبعيّت شتر بچه در عقب مادر خود ، بلند مىگردانيد از براي من در هر روز رايتي از خلقهاى عظيمهء خود ، وامر مىفرمود مرا به پيروى كردن بخود . وهر آينه بود آن سيّد أنام عليه صلوات اللَّه الملك العلَّام مجاور مىشد هر سال بكوه حرا پس مىديدم من أو را ونمىديد أو را احدى غير از من ، وجمع نكرده بود يك خانه آن روز در اسلام غير رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم وخديجهء كبرى عليها سلام اللَّه ومن ثالث ايشان بودم ، مىديدم نور وحى را ومىبوئيدم بوى پيغمبرى را . وبتحقيق شنيدم ناله شيطان را در وقت نزول وحى بر آن بزرگوار پس گفتم يا رسول اللَّه اين چه ناله است پس فرمود كه : اين شيطانست بتحقيق نا اميد شده است از اين كه عبادت وأطاعت كنند مردمان أو را . بدرستى كه تو اى على مىشنوى آنچه كه مىشنوم من ، ومىبينى آنچه كه مىبينم من ، مگر آنكه تو پيغمبر نيستى ، ولكن تو وزير منى ، وبدرستى كه تو ثابت هستى بر خير دنيا وآخرت