حبيب الله الهاشمي الخوئي
168
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
گناه نمىشود در بارهء كسى كه دوست دارد ، اقرار بحق ميكند پيش از اين كه شهادت داده شود بضرر أو ، ضايع نمىسازد چيزى را كه طلب شده در أو حفظ آن ، وفراموش نمىكند چيزى را كه ياد آورى أو شده ، ونمىخواند مردم را بلقبهاى بد ، وضرر نمىرساند به همسايه ، وشماتت نمىكند بمصيبتها ، وداخل نمىشود در امر باطل ، وبيرون نمىرود از حق . اگر ساكت شود غمگين نسازد أو را سكوت أو ، واگر بخندد بلند نشود آواز أو ، واگر مظلوم شود صبر ميكند تا اين كه باشد خداى تعالى أو انتقام مىكشد از براي أو ، نفس أو از أو در رنج ومشقّت است ، ومردمان از أو در آسودگى وراحت ، بمشقّت انداخته نفس خود را از براي راحت آخرت ، وراحت كرده مردمان را از شرّ نفس خود . دورى أو از كسى كه دورى جسته از أو از بابت زهد وپاكى است ، ونزديكى أو از كسى كه نزديك شده باو از بابت ملايمت ودلسوزيست ، نيست دورى جستن أو بسبب كبر وبزرگى ، ونه نزديكى أو بسبب مكر وخدعه . گفت رواى حديث : پس صيحه زد همّام صيحهء كه بود روح أو در آن صيحه ، پس فرمود أمير المؤمنين عليه السّلام : آگاه باشيد سوگند بخدا كه هر آينه بودم مىترسيدم آن صيحه را بر أو ، يعني از اين جهت تثاقل مىكردم در جواب ، پس از آن فرمود همچنين تأثير ميكند موعظه هاى كامل بأهلش . پس گفت بان حضرت گويندهء : پس چگونه است حال تو أي أمير المؤمنين يعنى چرا به تو اين تأثير نكرد . پس فرمود : واي بر تو از براي هر مرگى مدّت معيّني است كه تجاوز نمىكند از آن ، پس فرمود : ترك كن اين كلام را ورجوع مكن بعد از اين بمثل آن ، پس جز اين نيست كه دميده شيطان ملعون اين كلام را بر زبان تو - يعنى اعتراض به امام از إغواء شيطانست .