حبيب الله الهاشمي الخوئي

351

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

دهها ميان گندم مايل بسرخى ، ومرغزار سبز وخرّم ، وكشتزارهاى مشتمله بر بساتين ، وعرصه هاى موصوفه بزيادتى آب ، وزراعتهاى تر وتازه ، وراههاى آباد ومعموره هر آينه مىشد ، پروردگار كوچك وحقير ميكرد مقدار جزا را بر حسب ضعف وسستى بلا . واگر بودى بنائي كه نهاده شده بود بر أو بناى حرم وسنگهائى كه بلند شده با آن خانه خدا ميان زمرّد سبز وياقوت سرخ وسنگهاى درخشنده ونور بخشنده هر آينه سبك مىنمود اين وضع بنا شتابيدن شك را در سينها وهر آينه فرو نهادى مجاهده شيطان لعين را از قلبها ، وهر آينه نابود كردى اضطراب شك را از مردمان وليكن خداى تعالى امتحان مىفرمايد بندگان خود را با أنواع سختيها ، وبندگى مىخواهد از ايشان با گوناگون مجاهدها ، ومبتلا مىسازد ايشان را بأقسام مكروهات از جهت بيرون كردن تكبّر از قلبهاى ايشان ، وساكن نمودن تذلل در نفسهاى ايشان ، وتا بگرداند اين را درهاى گشاده شده بسوى فضل وانعام خود ، وواسطهاى رام شده براي عفو ومغفرت خود . الفصل الخامس فاللَّه اللَّه في عاجل البغي ، وآجل وخامة الظَّلم ، وسوء عاقبة الكبر ، فإنّها مصيدة إبليس العظمى ، ومكيدته الكبرى ، الَّتي تساور قلوب الرّجال مساورة السّموم القاتلة ، فما تكدي أبدا ، ولا تشوى أحدا لا عالما لعلمه ، ولا مقلَّا في طمره ، وعن ذلك ما حرس اللَّه عباده