حبيب الله الهاشمي الخوئي

280

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

واختيار فرموده اين دو وصف را براي ذات خود نه از براي خلق خود ، وگردانيده آن دو صفت را قوروق وحرام بر غير خود ، وبرگزيده اين هر دو را براي جلال خود ، وگردانيده لعنت را بر كسى كه منازعت نمايد با أو در آن دو وصف از بندگان خود ، پس از آن امتحان فرموده با اين ملائكهء مقرّبين خود را تا اين كه تميز بدهد متواضعان ايشان را از متكبّران ، پس فرمود خداوند سبحانه وحال آنكه عالم است به پنهانىهاى قلبها وپوشيده هاى غيبها - بدرستى كه من آفريننده أم بشرى را از گل پس زماني كه تمام نمودم خلقت أو را ودميدم در أو روحي را كه پسنديدهء من است پس بر رو در افتيد از براي إكرام أو در حالتي كه سجده كنندگان باشيد ، پس سجدهء كردند ملائكة همه ايشان بهيئت اجتماع مگر إبليس - ملعون كه عارض شد أو را حميّت وعصبيّت ، پس فخر كرد بر آدم بسبب خلقت خود ، ومتعصّب شد بر أو از جهت أصل خود كه آتش بود . پس دشمن خدا امام متعصّبين است وپيشرو متكبّرين كه نهاد بنياد عصبيّت را ونزاع كرد در رداء كبرياء وعظمت ، وپوشيد لباس عزّت را ، وبر كند لباس ذلَّت را . آيا نمىبينيد چگونه تصغير وتحقير نمود أو را خداى تعالى بسبب تكبّر أو ، وپست كرد أو را بجهت بلند پروازى أو ، پس گردانيد در دنيا أو را رانده شده از رحمت ، ومهيا فرمود از براي أو در آخرت آتش بر افروخته را ، واگر مىخواست خداى تعالى كه خلق نمايد جناب آدم عليه السّلام را از نوري كه بربايد ديدها را روشنى آن ، وغلبه نمايد بر عقلها نضارت زيبائى آن ، واز عطرى كه بگيرد نفسها را بوى خوش آن ، هر آينه مىنمود . واگر مىنمود خلقت آن را باين قرار هر آينه مىگرديد از براي آن گردنها خضوع كننده ، وهر آينه سبك مىشد امتحان در خصوص آن بر ملائكة ، ولكن حق سبحانه وتعالى امتحان مىفرمايد مخلوقات خود را ببعض چيزها كه جاهل باشند بأصل آن از جهت تميز دادن ايشان بسبب امتحان ، واز جهت سلب نمودن گردن كشى را