حبيب الله الهاشمي الخوئي

182

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

الترجمة از جملهء خطب شريفهء آن امام بحق وولىّ مطلق است در قسمت ايمان مىفرمايد پس قسمي از ايمان آنستكه ميباشد ثابت وبرقرار در دلها ، وقسمى ديگر از أو آنست كه مىشود مثل عاريتها در ميان دلها وسينها تا وقت معلوم ، پس هرگاه باشد شما را برائت وبيزاري از أحدى از آحاد ناس پس موقوف داريد أو را وصبر نمائيد تا آنكه حاضر شود أو را مرگ پس در اين حالت حضور مرگ واقع مىشود حدّ برائت وهجرت از ضلالت بسوى رشاد وهدايت قائم است بر حدّ أوّل خود نبوده است خداوند عزّ وجلّ را در أهل زمين هيچ احتياج از كساني كه پنهان كننده باشند دين خود را يا اظهار وآشكار كننده باشند . واقع نمىشود اسم هجرت بر أحدى مگر بمعرفت وشناختن حجت خدا در زمين پس هر كه شناخت أو را واقرار نمود باو پس أو است مهاجر وواقع نمىشود اسم استضعاف ومستضعف گفته نمىشود بر كسى كه رسيده باشد باو حجت پس بشنود آنرا گوش أو ونگه داشته باشد آنرا قلب أو . بدرستى كه أمر ما بالغاية صعب ودشوار است ومتحمل نمىشود آن را مگر بندهء مؤمني كه امتحان كرده باشد خداوند تعالى قلب أو را از براي ايمان وحفظ نمىكند حديث ما را مگر سينهاى أمين وعقلها سنگين . اى جماعت مردمان بپرسيد از من علوم أوّلين وآخرين را قبل از اين كه نيابيد مرا ، پس هر آينه من براههاى آسمان داناترم از خود براههاى زمين ، پيش از اين كه بلند نمايد پاى خود را فتنهء كه پازند در مهار خود وببرد عقلهاى قوم خود را