حبيب الله الهاشمي الخوئي

158

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

نمىدهد شما را ، وكفايت ميكند از حيثيت واعظ بودن مردهائى كه معاينه ديديد ايشان را كه برداشته شدند بسوى قبرها در حالتي كه نبودند سوار شوندگان ، وفرود آورده شدند در قبرها در حالتي كه نبودند فرود آيندگان ، گويا نبودند از براي دنيا عمارت كنندگان ، وگويا كه هميشه سراى آخرت خانه ايشان بوده ، وحشت كردند از چيزى كه وطن مىكردند در آن ، ووطن نمودند در چيزى كه وحشت داشتند از أو ، مشغول شدند بچيزى كه از أو مفارقت نمودند ، وضايع كردند چيزى را كه بسوى أو منتقل شدند ، نه از فعل قبيح استطاعت انتقال دارند ، ونه در فعل حسن استطاعت زيادة نمودن دارند ، انس گرفتند بدنيا پس دنيا فريب داد ايشان را ووثوق واعتماد كردند بر أو پس هلاك ساخت ايشان را . پس سبقت كنيد اى مردمان خدا رحمت كند بر شما بسوي منزلهاى خودتان كه مأمور شديد بتعمير آنها ، وآن منزلهائى كه ترغيب شديد بان ، ودعوت شديد بسوى آن ، وطلب نمائيد تماميّت نعمتهاى خدا را بر خود با صبر نمودن بر طاعت أو وبا اجتناب كردن از معصيت أو ، پس بدرستى كه فردا نزديكست از امروز ، چه قدر سرعت كننده اند ساعتها در روز ، وسرعت كننده اند روزها در ماه ، وسرعت كننده اند ماهها در سال ، وسرعت كننده اند سألها در انقضاء وزوال عمر . ومن خطبة له عليه السّلام وهى المأة والثامنة والثمانون من المختار في باب الخطب فمن الإيمان ما يكون ثابتا مستقرّا في القلوب ، ومنه ما يكون عواريّ بين القلوب والصّدور إلى أجل معلوم ، فإذا كانت لكم براءة من أحد فقفوه حتّى يحضره الموت ، فعند ذلك يقع حدّ البراءة ،