حبيب الله الهاشمي الخوئي

28

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

در غروب ورجوع ، ودر برگدانيدن آن زمانها وروزگارها كه عبارتست از اقبال كردن شب اقبال كننده ، واز ادبار نمودن روز ادبار نماينده ، موجود است پروردگار عالم پيش از هر نهايتى ومدّتى ، وقبل از هر شمردني وتعدادى ، منزّهست از آنچه كه بخش مىكنند باو تحديد كنندگان أو از صفتهاى مقدارها ، واز جوانب قطرها واز كسب نمودن مسكنها ، وتمكَّن يافتن وطنها ، پس حدّ ونهايت مر خلق أو را زده شده وبسوى غير أو نسبت داده شده ، نيافريد چيزها را از أصلهائى كه أزلي باشد ، ونه از اوّلهائى كه ابدى باشد ، بلكه آفريد آنچه كه آفريد پس بر پا داشت حدّ آنرا ، وتصوير نمود آنچه كه تصوير فرمود پس نيكو گردانيد صورت آنرا ، نيست هيچ چيز را از امر أو امتناعى ، ونيست مر أو را بطاعت چيزى انتفاعى علم أو بر مردگان گذشتگان مثل علم أو است بر زندگان باقي ماندگان ، واحاطه أو بان چيزى كه در آسمانهاى بلندها است مثل احاطهء أو است بچيزهائى كه در زمينهاى پستهاست . از جملهء فقرات اين خطبه است مىفرمايد : أي مخلوقى كه مستوى الأعضا است وايجاد شده كه محفوظ بوده است در ظلمتهاى رحمها ودر پردهاى متضاعفه ، ابتدأ كرده شدى از خلاصهء گل ، ونهاده شدى در قرار محكم تا اندازهء معلوم ومدّت قسمت كرده شده در حالتي كه مضطرب بودى در شكم مادر خود در حالت بچگى كه نمىتوانستى جواب بدهى دعوت كننده را ، ونمىتوانستى بشنوى طلب نماينده را ، پس از آن بيرون آورده شدى از قرارگاه خودت بسوى خانهء كه نديده بودى آن را ، ونه شناخته بودى راههاى منافع آنرا پس كه هدايت نمود ترا به كشيدن غذا از پستان مادرت وشناساند تو را هنگام احتياج تو مواضع طلب تو واراده تو را خيلى دور است معرفت ذات أو از جهت اين كه كسى كه عاجز بشود از معرفت صفات صاحب صورت وأعضا ، پس از معرفت صفات آفرينندهء خود عاجزتر است ، واز ادراك ذات أو بحدود ونهاياتي كه مخلوقات راست دورتر ومهجورتر .