حبيب الله الهاشمي الخوئي
240
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
مستقيم نشود ايمان بنده مگر اين كه مستقيم شود قلب أو ، ومستقيم نشود قلب أو مگر اين كه مستقيم شود زبان أو ، پس هر كس قدرت داشته باشد از شما باين كه ملاقاة كند پروردگار خود را در حالتي كه پاك باشد دست أو از خونهاى مسلمانان ومالهاى ايشان وسالم باشد زبان أو از عرضهاى ايشان پس بايد كه بكند آنرا . وبدانيد اى بندگان خدا كه بدرستي مرد صاحب ايمان حلال مىسازد امسال آن چيزى را كه حلال دانسته در سال گذشته وحرام مىشمارد امسال چيزى را كه حرام شمرده در سال گذشته ، وبدرستي چيزى كه تازه احداث كرده است آن را مردمان حلال نمىنمايد از براي شما هيچ چيز از آنچه كه حرام گردانيده شده است بر شما ، ولكن حلال منحصر است به آن چه كه خدا حلال فرموده ، وحرام منحصر است به آن چه كه خدا حرام فرموده . پس بتحقيق كه تجربه كرده أيد كارها را ، ومحكم گردانيده أيد آنها را ، ونصيحت داده شده أيد با كساني كه بوده اند پيش از شما ، وزده شده از براي شما مثلها ، ودعوت شده أيد بسوى أمر روشن ، پس كر نمىشود در آن مگر كسى كه زياد كر باشد ، وكور نمىشود از آن مگر كسى كه بغايت كور باشد ، وآن كسى كه نفع نداد أو را خداى تعالى با امتحان وتجربها منتفع نشد بچيزى از موعظه وآمد أو را ضرر وتقصير از پيش أو تا اين كه خيال ميكند معرفت چيزى را كه انكار داشت أو را ، وانكار مىنمايد چيزى را كه معرفت داشت باو . پس بدرستى كه مردمان دو مردند : يكى آنكه پيروى كننده است شريعت را وديگرى آنكه اختراع كننده است بدعت را در حالتي كه نيست با أو از جانب خداوند دليلي از سنّت ، ونه روشني دليلي . وبدرستى كه خداى تعالى موعظه نفرموده هيچ أحدى را بمثل اين قرآن ، پس بدرستى كه قرآن ريسمان محكم خداست وريسماني است كه أيمن است ، ودر أو است بهار قلبها وچشمهاى علمها ، ونيست مر قلب را جلاء وصيقلى غير آن با وجود « ج 15 »