حبيب الله الهاشمي الخوئي
176
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
أنّ عمدة معذرته في البغى والخروج هو المطالبة بدم عثمان وأنّه قتل مظلوما وقد أبطل عليه السّلام اعتذاره بذلك هنا بما عرفت . الترجمة از جملهء خطب شريفهء آن بزرگوار است كه توجيه خطاب در آن بسوى طلحة ابن عبيد اللَّه خذله اللَّه است مىفرمايد : بتحقيق كه موجود بودم در حالتي كه تهديد كرده نشده أم بجنگ وتخويف كرده نشده أم بزدن ، ومن ثابت هستم بر چيزى كه وعده داده است مرا پروردگار من از نصرت ويارى ، وبحقّ خدا تعجيل نكرد طلحة در حالتي كه مجدّ ومصرّ بود از براي مطالبهء خون عثمان مگر از براي ترس از اين كه مطالبه كرده شود بخون أو ، از جهت اين كه أو مورد تهمت آن خون بود ، ونبود در ميان قوم حريصتر بر قتل عثمان از طلحه ، پس خواست أو كه مردم را بغلط افكند بسبب أعانت وجمع آورى أو در قتل آن تا اين كه بپوشد وخلط نمايد امر را بر مردمان ، وواقع شود شك . وبحق خدا ننمود طلحه در كار عثمان يكى از سه خصلت را اگر بود پسر عفان ظالم وستم كار چنانچه طلحه گمان مىبرد هر آينه بود سزاوار أو را آنكه حمايت بكند قاتلين آن را ، يا دشمنى آشكارا نمايد با ناصرين آن ، واگر بود مظلوم وستم رسيده هر آينه بود سزاوار از براي أو آنكه باشد از باز دارندگان مردم از كشتن أو واز عذر آورند كان در حق أو ، واگر بود در شك از اين دو خصلت يعني در ظالميّت ومظلوميّت عثمان هر آينه بود سزاوار مر أو را آنكه اعتزال ورزد وبايستد در كنار وبگذارد مردمان را با عثمان بحال خودشان ، پس نكرد هيچ يك از اين سه كار را وآورد كارى را كه شناخته نشد در آن وبسلامت نماند عذر خواهىهاى أو .