حبيب الله الهاشمي الخوئي
70
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
وصيّت ميكنم شما را اى بندگان خدا بتقوى وپرهيزكارى از خدا چنان پرهيزكارى كه آن است توشه راه آخرت وبا أو است رجوع بحضرت ربّ العزّة ، چنان توشهء كه رساننده است بمقصود ، ورجوعى كه ادراك كننده است مطلوب را دعوت نمود بسوى آن تقوى شنواننده ترين دعوت كنندگان ، وحفظ نمود ونگاه داشت آنرا بهترين نگاه دارندگان ، پس شنوانيد دعوت كننده آن ، وفايز شد نگاه دارنده آن . اى بندگان خدا بدرستى كه تقوى وپرهيزكارى از خداى تعالى حفظ نمود دوستان خدا را از محرّمات آن ، ولازم گردانيد قلبهاى ايشان را ترس أو را تا اين كه بيدار گردانيد آن ترس شبهاى ايشان را بجهة عبادت ، وتشنه ساخت روزهاى گرم ايشان را بجهة روزها وكثرت طاعت ، پس فرا گرفتند استراحت آخرت را بعوض چند روزها زحمت ، وسيرابى را بعوض تشنگى ، ونزديك شمردند مدّت عمر را ، پس مبادرت نمودند بسوى أعمال صالحه ، وتكذيب نمودند آرزوهاى باطله را ، پس ملاحظه كردند مرگ را . پس بدرستى كه دنيا دار فنا ومشقّت وتغيّر وعبرت است ، پس از جمله فناء دنيا اين است كه روزگار بزه كرده كمان خود را ، خطا نمىكند تيرهاى أو ، ودوا كرده نمىشود زخمهاى أو ، مىاندازد زنده را بمرگ ، وتندرست را به بيمارى ، ورستگار را بهلاكت وگرفتارى ، خورنده ايست كه سير نمىشود ، وآشامنده ايست كه سيراب نمىباشد ، واز جمله مشقّتهاى دنيا اين است كه بدرستى كه مرد جمع ميكند چيزى را كه نمىخورد ، وبنا ميكند چيزى را كه ساكن نمىشود ، پس بيرون مىرود بسوى خدا در حالتي كه نه مالي باشد كه برداشته باشد ، ونه بنائي باشد كه نقل نمايد . واز جمله تغيّرات دنيا اين است كه تو مىبينى فقير عاجزيكه خلايق بحال أو رحم مىنمايند غبطه برده شده بجهة ثروت ومال ، وكسى كه بحال أو غبطه مىنمايند رحم شده بجهة فقر وفاقه يعنى در اندك زماني پريشاني فقير برفاه حال مبدّل مىشود ورفاه حال غني بفقر