حبيب الله الهاشمي الخوئي

31

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

ميان پارهاى ابر سفيد آن ، وميان متراكم ابر كشيده آن فرستاد حق تعالى آن ابر را در حالتي كه ريزاننده آبست ودريابنده بعضي بعضي را بتحقيق كه نزديك شد بزمين ابريكه بواسطهء ثقل مايل است بزمين كه بيرون مىآورد باد جنوب از ابر بارانهاى بهم ريخته أو را ، ودفعه دفعه هاى بارانهاى با شدّت أو را پس چون افكند ابر سينه كه قريب باضلاع أو است چون شتر گران بار كه سينهء خود بر زمين نهد ، وانداخت گرانى چيزى را كه بلند شده بود با أو از باد گرانى كه بار شده بود بر آن ، بيرون آورد بآن آب از موضع بىگياه زمين گياه روئيده را واز كوههاى كم گياه گياههاى تر وتازه را . پس آن زمين بهجت مىنمايد بزينت مرغزارهاى خود ، وتفاخر ميكند به آن چه كه پوشانيده شده باو از چادرهاى شكوفهاى نور دهنده خوش شكل خوش بوى خود ، وتكبر مىنمايد بزيور آنچه كه معلَّق شده بآن از شكوفهاى با نضرت وطراوت آن ، وگردانيده است حق سبحانه وتعالى آنرا كه بيرون آورده از زمين مايهء وصول عالميان بمقصود خودشان ، وروزى از براي چهارپايان ، وشكافت حضرت بارى راههاى گشاده را در أطراف زمين ، وبر پا نمود نشانه ها از براي سالكين بر ميانهاى راههاى زمين الفصل السابع فلمّا مهّد أرضه ، وأنفذ أمره ، اختار آدم عليه السّلام خيرة من خلقه ، وجعله أوّل جبّلته ، وأسكنه جنّته ، وأرغد فيها أكله ، وأوعز إليه فيما نهاه عنه ، وأعلمه أنّ في الإقدام عليه التّعرّض لمعصيته ، والمخاطرة بمنزلته ، فأقدم على ما نهاه عنه موافاة لسابق علمه ، فأهبطه بعد التّوبة ليعمر أرضه بنسله ، وليقيم الحجّة به على عباده ، ولم يخلهم