حبيب الله الهاشمي الخوئي
301
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
لا يغيضه سؤال السّائلين ولا يبخله الحاح الملحّين ) يعنى لا يوجب سؤال السّائلين على كثرته نقصانا في جوده ولا إصرار المصرّين بخلا في كرمه ، لأنّ البخل والنقصان من توابع المزاج ولو أحق الامكان ، وهو منزّه عن ذلك بالضرورة والعيان ، بل عنده نيل السؤلات وإنجاح الحاجات ، وما يسأله السائلون على كثرته يسير في جوده ، وما يستوهبه الطالبون على خطره حقير في وسعه وكرمه لا يضيق عن سؤال أحد ، ويده بالعطاء أعلى من كلّ يد . الترجمة از جمله خطب آن حضرتست كه معروف است بخطبهء أشباح ، وأين از خطبه هاى جليله أو است وبود سؤال نمود سائلى از أو اين كه وصف كند پروردگار عالم را از براي أو باندازه كه گويا آنرا آشكارا مىبيند پس غضب كرد آن حضرت از اين جهة وفرمود : حمد وثنا خدائى را سزاست كه بسيار نمىگرداند مال أو را منع وامساك نمودن ، وكم نمىگرداند عطاء أو را بذل وبخشش كردن از جهت اين كه هر عطا كننده كم كننده است مال خود را سوى أو ، وهر منع نماينده مذموم است غير از حضرت أو سبحانه . أو است بسيار احسان كننده بفوايد نعمتها وبمنفعتهاى زايده وقسمتهاى مقدره ، عيال أو است مخلوقات ، ضامن شده است بروزيهاى ايشان ومقدر فرموده است قوتهاى ايشان را ، واضح نموده است راه راغبان را بسوى خود وراه طالبان را به آن چه نزد أو است ، ونيست أو به آن چه كه سؤال كرده شده با جودتر از أو به آن چه كه درخواسته نشده . أوّلى است كه نيست أو را پيش تا اين كه باشد چيزى قبل از أو ، وآخرى است كه نيست أو را بعد تا اين كه شود چيزى پس از آن ، منع كننده است مردمك هاى ديده ها را از اين كه برسد بذات أو يا درك نمايد أو را ، مختلف نشده است بر أو روزگار پس مختلف شود از أو حال ، ونبوده است در مكان تا جايز باشد بر