حبيب الله الهاشمي الخوئي

188

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

ايشان مىفرمايد : پس از حمد الهى ودرود حضرت رسالت پناهى اى أهل عراق پس بدرستى كه شما مثل زن آبستن هستيد كه حامله شود پس چون تمام نمايد حمل را بيندازد وسقط كند آن بچه را وبميرد شوهر أو كه قايم أمر اوست وطول يابد بىشوهر ماندن أو ووارث شود بر أو دورتر ورّاث آن زن . وجه تشبيه أهل عراق بزن موصوف اينست كه استعداد ومهيا شدن ايشان بحرب أهل شام مشابه حمل آن زن است ، ومشارفهء ايشان بر غلبه به دشمن در جنك صفين شبيه است با تمام ولد ، وبرگشتن ايشان از دشمن بعد از ظهور علامات فتح وظفر مانند سقط كردن اوست بچه اش را ، ورجوع ايشان از رأى آن حضرت وتفرق ايشان كه باعث ذلتشان شد شبيه است به مردن شوهر ضعيفه وبىصاحب ماندن أو كه مستلزم عجز ومذلتش است ، وتسلط اعدا بر شهرهاى ايشان به منزله وارث شدن دورترين است از آن زن . باري حضرت ولايت مآب بعد از اين كه ايشان را باين نوع مذمت فرمود مىفرمايد : كه آگاه باشيد قسم بخدا نيامدم بسوى شما اي أهل كوفه از روي رغبت وميل واختيار ، ولكن آمدم من بسوي شما از روي اضطرار كه دست قضا وقدر خداوندي از گريبان من گرفته بسوي شما كشيد ، بجهت اين كه حركت آن حضرت از مدينه بجهت حرب أهل بصره بود ومحتاج شد بياري أهل كوفه وبعد از انقضاء حرب جمل وقعه صفين اتفاق افتاد كه لا بد شدن از ماندن كوفه پس فرمود : وبتحقيق كه رسيد به من اين كه شما مىگوئيد عليّ بن أبي طالب دروغ مى گويد در آنچه خبر مىدهد از اخبار آينده ، خدا از رحمت كنار نمايد شما را بكه دروغ مىبندم آيا بر خدا افترا مىگويم وحال آنكه من أول كسي هستم كه ايمان آورده أم باو ، يا بر رسول خدا كذب مىگويم وحال آنكه من أول كسى هستم كه پيغمبر را تصديق نمود .