حبيب الله الهاشمي الخوئي
71
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
وروز دويم زمان حضور آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه در خدمت أو كسب فيوضات ظاهرية وكمالات معنوية مىكردند . وبهر تقدير امام عليه السّلام بعد از مثل زدن فرمود ، پس بسا تعجب وقتي كه أبو بكر طلب اقاله وفسخ نمود خلافت را در حال حيات خود هنگامى كه عقد كرد آن را بجهة ديگرى كه آن عمر است تا آنكه بوده باشد أو را بعد از مردن أو بخداوند قسم هر آينه سخت شد گرفتن أبو بكر وعمر هر يكى يك نصف خلافت را يا اين كه گرفتن ايشان جانب هر دو پستان آن را ، وأين كناية است از اشتراك ايشان در قسمت منفعت وفوايد خلافت همچنان كه دو نفر دوشنده دو پستان شتر بعد از دوشيدن نفع آنرا تقسيم مىنمايند . پس گردانيد أبو بكر خلافت را در طبيعتي زبر وخشن كه غليظ بود جراحتي كه حاصل بود از آن طبيعت ودرشت بود مسّ آن وبسيار بود بسر در آمدن أو در احكام شرعيه ومسائل دينيه وعذرخواهى أو از عثرات خود ، پس صاحب آن طبيعت با خشونت مثل سوار ناقة سركش است اگر سر آن ناقة را با افسار وخرام نگه بدارد بيني خود را پاره مىنمايد ، واگر رها كند وبحال خود فروگذارد واقع مىشود در مهالك ومعاطب ، پس مبتلا شدند مردم قسم ببقاى خدا بانداختن خود در غير طريق قويم وبرميدن از صراط مستقيم وبتلوّن مزاج وبسير نمودن در عرض طريق ، پس صبر نمودم مرتبهء دويم بر درازى روزگار اعتزال ، وسختى اندوه وملال .