حبيب الله الهاشمي الخوئي

405

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

اللَّه عز وجلّ حكاية عن موسى : ربّ إنّي لا أملك إلَّا نفسي وأخي ، فمرنا بأمرك فو اللَّه لننهتنّ « كذا » إليه ولو حال بيننا وبينه جمر الغضا وشوك القتاد ، فدعا له بخير ثمّ قال عليه السّلام وأين تقعان ممّا أريد ، ثمّ نزل . قال إبراهيم في كتاب الغارات ، إنّ القائم إليه العارض عليه جندب بن عفيف الأزدي هو ، وابن أخ له يقال له عبد الرّحمان « بن ظ » عبد اللَّه بن عفيف ، واللَّه أعلم بحقايق الوقايع . الترجمة از جمله خطب شريفه آن حضرتست در توبيخ أصحاب خود بجهة تثاقل ايشان از قتال وجدال وتحضيض ايشان بجهاد معاوية رئيس بدعت وضلال مىفرمايد بعد از حمد إلهي ودرود نامتناهى بر حضرت رسالت پناهى : پس بدرستى كه جهاد درى است از درهاى بهشت عنبر سرشت ، گشاده است آن را خداوند ودود بجهة دوستان خاصّهء خود ، واوست لباس پرهيزكارى وتقوى وزره استوار خدا وسپر محكم حق سبحانه وتعالى ، پس هر كه ترك نمايد آن را بپوشاند خدا أو را جامهء خوارى ، وشامل شود أو را بلا وگرفتارى ، وخار گردانيده شود بمذلت وبىاعتبارى ، وزده شود بر دل أو بذهاب عقل وبيخردى ، وگردانيده شود حق از أو ، ومغلوب مىشود بجهة تضييع كارزار ، والزام مىشود بذلت وخوارى ، وممنوع مىشود از انصاف ودادگرى . آگاه باشيد كه بتحقيق خواندم شما را به محاربهء اين فرقهء طاغيه شب وروز ودر نهان وآشكار ، وگفتم بشما كه جنگ كنيد با ايشان پيش از آنكه ايشان با شما جنگ نمايند پس بخدا قسم كه هيچ غزا كرده نشد قومي هرگز در أصل خانهء خودشان مگر اين كه خوار وذليل شدند پس موكول كرديد شما كار خود را بيكديگر ، وخوار نموديد شما يكديگر را ، تا اين كه ريخته شد غارتها پياپى بر شما ، وگرفته شد از شما وطنها با غلبه واستيلا . وأين مرد كه برادر غامد وسفيان بن عوف غامدى است بتحقيق كه وارد