ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

98

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

فصل اوّل در مباحثى است كه تعلَّق به عقل و دانش و جهل و پندار و دقّت دارد و در آن بيست و دو كلمه است . كلمهء نخست گفتار امير مؤمنان ( ع ) است : لو كشف الغطا ما ازددت يقينا . اگر پرده بر طرف شود و به يك سو رود در يقين من افزوده نمىشود . مىگويم « شارح » : غطا در اصل لغت چيزى است كه با آن چيزى را مىپوشانند . و يقين در اصطلاح دانشمندان عقيده داشتن به اين است كه فلان چيز چنين است با اعتقاد به اين كه امكان ندارد چنان نباشد ، چنين اعتقادى جازم اخصّى از مطلق اعتقاد مىباشد . بايد بدانى كه مقصود از لفظ ( غطا و مغطَّى و تغطيه ) در اين جا آن چيزى كه مردم در محاورات خودشان درك مىكنند نمىباشد و گرنه براى سخن امام فايده اى نخواهد بود بلكه ناگزير از معناى ديگرى است كه نياز به نوعى هوشيارى دارد كه بيش از آگاهى مردم ظاهر بين باشد خواه به كار بردن لفظ غطا بر آن معنى و غير آن حقيقت باشد ( يا مجاز ) و در صورتى كه حقيقت باشد يا بر حسب اشتراك معنوى يا لفظى است و مانند صدق كلى متواطى ( 1 ) بر افرادش باشد . به اين صورت كه غطا حقيقتى نوعى باشد كه آن معنى از جملهء مصاديق آن باشد كه افرادش با هم مخالفتى جز در عدد نداشته باشند . يا بر روش تشكيك ( 2 ) يعنى شدّت و ضعف و ديگر اقسام تشكيك باشد . به اين معنى كه در ميان افراد غطا فردى يافت شود كه از نظر پوشاندن كاملتر و

--> ( 1 ) آن كلَّى كه افرادش در مقابل مفهوم مساويند يعنى در مفهوم توافق دارند كلَّى متواطى نام دارد . ( 2 ) آن كلَّى كه صدقش بر افراد متفاوت باشد كلَّى مشكك ناميده مىشود اين تفاوت ممكن است در شدّت يا كثرت اولويّت يا تقدّم و تأخّر باشد ، و خود تفاوت را تشكيك نامند . ( منطق مظفّر صفحه 72 چاپ حكمت ) يا بطور خلاصه صدق كلى متواطى بر افرادش همان و صدق كلى مشكك بر افرادش ناهمسان مىباشد . م .