ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

95

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

زيادى نيرو و نشاط آن مىشود . چون حقايق ياد شده را شناختى مىگوييم : چون كه شادمانى عارف به شادمانى حق بيشتر و كاملتر از شادمانى غير عارف به ما سواى بهجب حق مىباشد و پرده هايى كه آن را مىپوشاند و به منظور تشرّف يافتن به حق يا حميّت ربانى او را به حركت مىآورد بيشتر از آنهايى است كه عارض غير عارف مىشود ، ناگزير توانايى او بر حركتى كه در توان ديگرى نيست ممكن مىباشد و ما واقع شدن اين گونه حركات را به زودى با خواست خدا توضيح خواهيم داد . امّا علَّت باقى كارها بر مبناى اصول پيشين اين است كه بر تو معلوم شد كه تعلَّق گرفتن نفس به بدن به گونهء انطباع در بدن نيست [ يعنى قائم به ذات خويش است ] و تعلَّقش به بدن تعلَّق تدبيرى و تصرّف در آن است با اين كه از جسم بودن مجرّد ( 1 ) و عادى است . محقّقا هيأتهاى نفسانى گاهى سر چشمهء پيدايش حوادث مىباشند و توضيح آن به شرح زير است : 1 - گاهى مشاهده مىكنى كه انسانى روى شاخه درختى كه بر زمين قرار دارد راه مىرود و به هر صورت كه مىخواهد در آن تصرّف مىكند كه اگر همان شاخه بر روى ديوار يا جاى بلندى باشد در حال راه رفتن بر روى آن خود را پريشان و متزلزل مىيابد و نيروى

--> ( 1 ) اين مطلب از سخن ابن سينا در اواخر نمط دهم اشارات گرفته شده است و عين عبارتش اين است : « تذكرة و تنبيه - آيا بر تو روشن نشد كه علاقهء نفس ناطقه به بدن به صورتى نيست كه نفس در بدن منطبع شود بلكه تعلَّقش به نوعى ديگر است ( يعنى تعلَّق تدبيرى و تصرّف كردن در بدن مىباشد ) و دانستى كه صورت عقيده و آنچه تابع آن مىباشد همچون گمانها و توهمات بلكه ترس و شادمانى در نفس جايگزين مىشود كه گاهى در بدن تأثير مىگذارد با آن كه نفس ذاتا با بدن و صورتهايى كه در آن از صورتهاى نفسانى حاصل مىشود ، مباينت دارد . تا آنجا كه نيروى واهمهء انسانى كه بر روى شاخه نصب شده در بالاى فضا ، راه مىرود در لغزشش آن چنان اثر مىگذارد كه در انسانى همانند او كه بر روى شاخه ثابت در زمين راه مىرود اثر نمىگذارد ( تا آخر گفتار شيخ ( ره ) .