ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

80

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

غير عارف از آن خريدن كالاى آخرت با كالاى دنياست ، امّا عبادت ، براى اين كه غرض غير عارف از آن اين است كه در آخرت در ازاى آن مزد بگيرد . امّا هدف عارف از زهد و عبادت سابقا توضيح داده شد . امّا مقصود از زهد ، روى گرداندن دل از غير خداست تا او را از غرق شدن در محبّت حق بازندارد . و اگر دو خواسته ، يكى پست و ديگرى عالى باشد بر حسب حكم عقل رها كردن پستترين به خاطر برترين ، ضرورى است . امّا مقصود عارف از عبادت اين است كه نيروهاى بدنى زير رهبرى نفس را تمرين دهد و آنها را به مقصود اصلى كه غرق شدن در درياى شكوه حق است متوجّه نمايد تا با سرگرم شدن به كارهاى مخالف آن ، نفس را از هدف اصلى باز ندارد . و هر يك از اوقات به دو نشاط پيچيده شده است ، نشاطى به نفع اوست كه همان اشتياق پيشين او مىباشد ، و نشاطى بر ضرر اوست ، كه همان اسف خوردن بر از دست دادن آن مىباشد كه بعد از نشاط حاصل مىشود . زيرا از دست دادن لذّت آن شناخت طرفينى پس از به دست آمدنش ، سبب مىشود كه عارف بر آنچه از دست داده است ، ناله و فرياد سر دهد و بدان اظهار اشتياق كند ، صاحب چنين وجدى در شعرش بدان اشاره كرده است . چون مرا به شربتى از خشنودىاش سيراب كرد بدان شربت و شراب تشنه تر شدم و سيراب نگرديدم ( 1 ) . شاعر ديگرى گفته است : اگر دور شوند ، به سبب اشتياقى كه به آنان دارم مىگريم ، و اگر نزديك شوند از ترس جدايى گريه ( 2 ) . . محققا اين درخششها در آغاز كار اندك است و پيوسته زياد مىشود و اين زيادتى بر حسب دقّت در امر رياضت و فرو رفتن در آن مىباشد . آن درخششها زياد مىشود و زمانش بر حسب نيروى آمادگى نفس براى آن متفاوت است تا آنجا كه آن حالات به صورت ملكه در مىآيد و بر نفس در غير حال رياضت كشيدن آشكار مىشود . و بسا كه در اين حالات آن پرده ها و موانع بر او عارض مىشود و او از آنها بى خبر است . در نتيجه او را از مجلس خود بيرون مىكند و ناگهان موجب فرار او مىشود . امّا هدف عارف از خداشناسيش تنها ذات حق مىباشد نه غير او حتّى خود عرفان هم هدف نيست چون عرفان امرى است نسبى كه در مقايسهء با معروف گفته مىشود و ناگزير با معروف مغاير

--> ( 1 ) اذا ما سقانى شربة من رضا به ظمئت الى ذاك المدام فلم اروى ( 2 ) فابكى ان تأوا شوقا اليهم و ابكى ان دنوا خوف الفراق