ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

374

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

مىباشد بنا بر اين زيّدم ، رحمانّم گفته نمىشود چنان كه ، يا الرحمن و تا الرحمن نمىگويند ، و اصل اللَّه در نزد علماى كوفه يا اللَّه امنّا بخير بوده است ، يعنى نسبت به ما قصد خير كن پس حرف ندا حذف شده و همزه از « امّ » جدا شده و « ميم » به « ها » متصل شده است پس دو مفعولى كه متعلَّق به ( امّ ) بوده و عبارت از ضمير و بخير است به منظور سبك شدن و به سبب استعمال زياد حذف شده‌اند ، غفر به معناى پوشاندن و از باب ضرب يضرب است ، رمزات جمع رمزة و عبارت از اشاره كردن به دو لب و دو ابروست و مقصود در اين جا به قرنيهء اضافه مطلق اشاره كردن است ، لحاظ به فتح لام انتهاى چشم است ، و سقطات جمع سقطه به فتح و به معناى لغزيدن و افتادن است ، و الفاظ جمع لفظ و اسم است نه مصدر ، شهوات جمع شهوت است و مشهور است ، جنان به فتح ( جيم ) قلب ، و هفوات جمع هفوه به معناى لغزش مىباشد . معناى كلمه چنين است : خدايا به فضل و بخشش عامت و لطف بسيارت عيبهايى كه از چشم و زبان سر مىزند و نقصانى كه شايسته نيست بر قلب وارد شود و داخل مىشود بپوشان همانا تو بسيار مهربان بخشنده احسان كننده و نعمت بخشى ، محتمل است كه اين دعا ويژه خود آن حضرت باشد و يا همگانى باشد و شامل آن حضرت و همه مسلمانان شود ، و عام بودن دعا با ظاهر سخن آن حضرت مناسبتر است و با مقام والاى او هم موافقتر و با مرام مهمّش سازگارتر است ، چون از اوصاف آن حضرت خير رساندن به ديگران است و معروف است كه به تمام مسلمين قصد بهره رساندن دارد ، و شايد دليل اين كه اين اعضا را به خصوص ياد كرده آن باشد كه اين اعضا به منزلهء اصل و مدار براى ديگر اعضاست به اين دليل كه قلب مدار براى درست بودن و فاسد بودن بدن است چه آن كه گفتهء پيامبر ( ص ) بر آن دلالت مىكند كه : در بدن پاره گوشتى است هر گاه آن درست باشد بدن نيز درست است و چون فاسد گردد بدن هم فاسد شود ، آگاه باشيد كه آن پاره گوشت قلب مىباشد ، و زبان با آن كه جرمش كوچك است جرمش بزرگ است ، چون گناهان بزرگ به صراحت از آن سر مىزند و از غير زبان بر حسب دلالت ، و چشم براى ديگر اعضا به منزلهء جاسوس ( 1 )

--> ( 1 ) در حاشيه آمده است كه : « صاحب تفسير كشاف در تفسير آيه : * ( قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ) * تا آخر آيه ، در توضيح مقدّم داشتن غض ( فرو بستن چشم ) بر نگاهدارى فرج مىگويد : چون نگاه كردن پيك گناه است و گرفتارى آن دشوارتر و بيشتر مىباشد ، تا اين جاى عبارت كشاف ( كه گويد ) ، و ترديدى نيست كه نگاه كردن پيك گناه است معناى مناسبى است چون چشمى كه محلّ نگريستن است از طرف ديگر اعضاى ( بدن ) جاسوسى بر انجام گناهان است . از شارح » .