ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
349
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
امير مؤمنان عليه السلام فرمود : زارى كردن در هنگام مصيبت دشوارتر از صبر كردن است . شارح گويد : جزع ضدّ صبر است ، و مصيبت مفرد مصائب با همزه است و اصل همزه واو بوده و گاهى با واو يعنى مصاوب جمع بسته مىشود ، و صبر به سكون ( ب ) منع كردن نفس از بيتابى است و گويا از صبر به كسر ( ب ) كه به معناى دواى تلخ است گرفته شده . معناى سخن امام ( ع ) چنين است - به هر كه مصيبتى برسد بايد شكيبا باشد و بى تابى نكند ، زيرا بى تابى كردن زحمت و رنجش بيشتر و سختتر از شكيبايى است ، با اين كه بى تابى به حال او نفعى هم ندارد ، و از ثواب مصيبتى كه بدان گرفتار شده او را باز مىدارد ، در نتيجه مصيبتى روى مصيبتى مىآيد . 43 - المسئول حرّ حتى يعد ، امير مؤمنان ( ع ) فرمود : مرد مسئول آزادست تا آن گاه كه وعده دهد . شارح گويد : مسئول از سؤال به معناى گدايى كردن است نه به معناى كشف و فهم مطلبى ، و فرقش آن است كه هر گاه به معناى گدايى كردن باشد بى واسطه به دو مفعول متعدّى مىشود مانند : سألت زيدا درهما از زيد درهمى را طلبيدم ، و اگر به معناى كشف و فهم باشد به وسيله ( عن حرف جرّ ) مفعول دوّم مىگيرد مانند : سألت زيدا عن حال عمرو از زيد در مورد حال عمرو پرسيدم ، و گاهى ( ب ) به جاى ( عن ) به كار مىرود مانند : * ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ) * ( 1 ) اخفش گويد : ( در مادّهء سؤال ) مىگويند : خرجنا نسأل عن فلان و بفلان ( يعنى فعل سؤال هم با ( عن ) متعدى شده و هم با ( ب ) ، حرّ ، ضدّ بنده است و در اين جا مجاز به كار رفته براى كسى كه از رشتهء بندگى طلب و در خواست رها شده است ، وعد و عده در خير و شرّ هر دو استعمال مىشود . فراى ( نحوى ) گفته است : وعدته خيرا و وعدته شرّا گفته مىشود ، پس اگر خير و شرّ را از عبارت بياندازند چنان گويند : في الخير الوعد و العده و في الشّر الايعاد و الوعيد ، در خير وعدهء به امر نيك است ، و در شر ترساندن ، و اگر بر كلمهء شرّ ( ب ) در آورند فعل وعد را با الف مىآورند و مىگويند : اوعده بالسّجن او را از زندان ترساند .
--> ( 1 ) معارج ( 70 ) آيه 1