ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
344
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
32 - لا مرض اضنى من قلَّة العقل . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : هيچ بيمارى نزارتر از كم خردى نيست . شارح گويد : گفته مىشود : اضناه المرض او را سنگين و ناتوان ساخت ، و ضنى با ( ى ) مقصور بيمارى است و باب آن صدى است فهو رجل ضنّى بر وزن فعيل و ضنّ بر وزن فعل به حذف حرف آخر گفته مىشود : تركته ضنينا و ضنيا به تخفيف و تشديد . معناى سخن امام ( ع ) اين است كه هر كه خردش اندك باشد و فهمش ناقص و كوتاه مانند بيمارى است كه بدنش از شدّت بيمارى ضعيف و ناتوان شده باشد بلكه حال او ضعيفتر از بيمار ظاهرى است . چون انسان كم خرد از فهميدن فرجام كارها ناتوان است و فكر و راى صحيح ندارد . 33 - لسانك يقتضيك ما عوّدته . امير مؤمنان عليه السلام فرمود : زبانت از تو مىخواهد هر چه را عادتش داده اى . شارح گويد : لسان عضو مخصوص است و گاهى از آن ، كلمه و سخن قصد مىشود بنا بر قول اول ( اسم عضو مخصوص باشد ) گفته مىشود : ثلاثة السنة كه لسان را مذكر حساب كنيم و بنا بر قول دوّم ( به معناى كلمه ) ثلاث السن گفته مىشود كه لسان مؤنث باشد ، اقتضا و تقاضى طلب اداى دين است ، و گاهى به معناى ايجاب به كار مىرود ، و تعويد آن است كه چيزى را به صورت عادت در آورى . معناى سخن امام ( ع ) اين است كه سخن زشت و دشنام و سخن چينى را عادت زبانت قرار مده چون زبان را به هر چه عادت دهى همان را از تو بخواهد و گفتن آن را بر تو لازم مىكند پس هر گاه آن را رها كنى سخنان ناروا از آن صادر شود ، پس رها كردن زبان موجب مىشود كه به تو زيان برساند و تو را به هلاكت افكند چنان كه گفتهاند : زبانت شير درندهء تو است اگر آزادش گذارى تو را مىخورد . شاعر گويد : جوانمرد از لغزش زبانش مىميرد و از لغزش پايش نمىميرد لغزش دهانش سرش را بر باد مىدهد و لغزش پايش در اندك زمانى خوب مىشود ( 1 ) . گويند : زبان در وجود آدمى يكى قرار داده شده ولى هر يك از گوش و چشم
--> ( 1 ) يموت الفتى من عثرة بلسانه و ليس يموت المرء من عثرة الرّجل و عثرته بالفمّ ترمى براسه و عثرته با الرّجل تبرى على مهل