ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
340
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
نيست كه به شخصى گفته شود : اين شخص مسلمان هست ولى مؤمن نيست ، و عكس آن هم جايز نيست ، بلكه حقيقت آن است كه گفته شود : هر مؤمنى مسلمان و هر مسلمانى مؤمن است چنان كه گفته مىشود : هر ناطقى بالقوه خندان و هر خندانى ناطق است بالقوه . و آنها كه به ظواهر مىنگرند مساوى بودن اسلام و ايمان را منكرند و مىپندارند كه اسلام اعم از ايمان است و به گفتهء خداوند استدلال مىكنند : عربها گفتند ايمان آورديم اى پيامبر بگو ايمان نياورديد ليكن بگوييد مسلمانيم و هنوز ايمان در دلهايتان داخل نشده است . در اين آيه اسلام را اثبات و ايمان را نفى كرده است ، پاسخ اين است كه مقصود از اسلام در اين جا معناى لغويش مىباشد و آن تسليم بودن و اطاعت خالص است نه تسليم بودن شرعى كه اطاعت نشأت گرفته از تصديق قلبى است و گرنه لازم آيد كه منافق شرعا مسلمان باشد و آن باطل است . و خلاصه معناى سخن امام ( ع ) اين است كه شرافت اسلام بر هر شرافت و شهرت كه عبارت از شرافت تبار و مال و ديگر فضيلتهاست برترى دارد زيرا اين امور بدون اسلام شرافت محسوب نمىشود . 28 - لا معقل احصن من الورع . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : پناهگاهى محكمتر از پرهيزكارى نيست . شارح گويد : معقل پناهگاه است ، و ورع به فتح هر دو ( فتح واو وراء ) مصدر و از ورع يرع رعة به كسر ( را ) در هر سه واژه مىباشد و به معناى دورى و خوددارى كردن است از آنچه سزاوار نيست ، ورع به كسر ( را ) صفتى است به معناى پرهيزكار در برگزيده صحاح چنين آمده است . يحيى بن معاذ گويد : ورع عبارت از ايستادن و توقف در مرز علم است بى آن كه تفسيرى كند . و يونس بن عبد إله گويد : ورع بيرون شدن از هر بدى است و حسابرسى نفس در هر لحظه اى است ، گويند : خواهر بشر بن حارث حافى نزد احمد بن حنبل آمد و گفت : ما بر پشت بامهايمان نخ مىريسيم و مشعلهاى ظاهرى بر ما مىگذرد و نور آن بر ما مىافتد آيا در نور آن مشعلها بر ما جايز است كه نخ بريسيم احمد جواب داد : تو كيستى خداى شفايت دهد گفت : من خواهر بشر حافى هستم ، احمد گريست و گفت : پرهيزكارى درست و